۸ نکته برای اجرای اثربخش نوآوری

blank

اصولی برای آنکه نوآوری‌تان را سروقت با همان بودجه تعیین‌شده به بازار عرضه کنید:

اگر خود را در نقش هیجان‌انگیز و گاهی ترسناکِ نظارت بر ابتکارِ نوآوری یافتید- یا حتی در این کار مشارکت داشتید- اصول فوق‌العاده مهمی را که در اینجا آورده شده است به خاطر داشته باشید.

  • نوآوریِ مبتنی بر مأموریت- الابختکی سراغ این کار نروید

بسیاری از ابتکارات نوآورانه پیش از آنکه آغاز شوند شکست می‌خورند. پیامدهای مورد انتظار آن‌ها ناگفته رها می‌شوند یا به‌وضوح تعریف نمی‌شوند، ارتباط آن‌ها با استراتژی و هدف شرکت روشن نیست و فرصت‌های اساسی مبهم و پراکنده هستند. نوآوران عالی می‌دانند که به دنبال چه چیزی هستند؛ آن‌ها بر روی ایده‌های کمتر و برجسته‌تری متمرکز می‌شوند و آن‌ها را با احتیاط اجرا می‌کنند. آن‌ها نیتی تعریف‌شده و پیامدهای مورد انتظارِ مشخصی دارند که به استراتژی روشنی برای دستیابی به آن‌ها وصل شده است.

  • بر روی سخت‌ترین بخش‌ها تمرکز کنید تا درست شوند

آسان‌ترین راهِ ساده‌سازی مشکلی بغرنج، رهاسازی تمامیِ بخش‌های سختِ آن است که دقیقاً کاری است که بسیاری از رهبران، تیم‌هایشان را وادار بدان می‌کنند. برخی دیگر از رهبران هنگام مواجهه با فهرستی از موارد امکان‌پذیر، سراغ کلیشه‌های خسته‌کننده خود می‌روند: «دوشنبه بعدی چه کارِ متفاوتی می‌توانیم انجام دهیم؟» یا «در کوتاه‌ترین زمان ممکن می‌توانیم به چه چیزی برسیم؟» راجع به نوآوری باید گفت اغلب سخت‌ترین بخش‌هایش آن‌هایی هستند که واقعاً مهم‌اند. اگر هسته سختِ یک مشکل را نشکنید، ایده‌هایتان پیش‌پاافتاده باقی می‌مانند و به‌راحتی می‌توان آن‌ها را تقلید کرد. بخش‌های حیاتیِ نوآوری‌تان را شناسایی کنید و بی‌وقفه بر روی آن‌ها کار کنید تا حل شوند. بخش‌های راحت را بعداً هم می‌توان انجام داد.

  • گاردریل‌هایی نصب کنید تا تیمتان را در مسیر درست نگه دارید

محدودیت‌ها خلاقیت را تقویت می‌کنند. همان‌طور که چارلز ئیمز در سال ۱۹۶۹ خاطرنشان می‌سازد: «طراحی تا حد زیادی بستگی به محدودیت‌ها دارد»- و در مورد موفقیت ابتکارات نوآورانه‌تان نیز چنین است. در غیاب چنین پارامترهایی تیم‌ها بی‌هدف و مقصد به هر طرفی کشیده می‌شوند، از هر گزینه‌ای به گزینه دیگر تغییر جهت می‌دهند- چرا که بدون دستورالعمل، هر چیزی ضرورتاً اختیاری است و هیچ‌کسی نمی‌تواند به شما بگوید که درخت اشتباهی را بر زمین می‌اندازید.

  • مسئله‌های دشوار را جسورانه حل کنید و برای یافتن جواب‌ها شکیبا باشید

در هر مرحله‌ای از فرآیند نوآوری سبک‌سنگین‌ها و مسئله‌های دشواری وجود دارد. «یقیناً نمی‌توانیم خدمتی برجسته را با هزینه‌ای اندک پیشنهاد دهیم» و یا «به هیچ وجه نمی‌توانیم هم به مشتری ضمانت‌نامه بدهیم و هم انعطاف‌پذیری و انتخاب.» نوآوران در مواجهه با چنین چالش‌هایی (در حالی که فشار زمانی نیز فزاینده و منابع رو به کاهش هستند) اغلب یک‌سوی چالش را می‌چسبند و بقیه آن را نادیده می‌گیرند. این کار به راهکارهای ناقص و جزئی منجر می‌شود. نوآوران عالی راه‌هایی می‌یابند که گزینه‌های جدیدی را برای حل مشکلات ایجاد می‌کنند و غیرممکن را ممکن می‌سازند. به‌جای ایده‌هایی که صرفاً به حل جزئی مشکلی غامض می‌پردازند، دنبال راهکارهای جامع باشید.

blank
  • از نوآوریِ آداب و رسوم‌دار استفاده کنید و بدانید که چه روش‌هایی کارگر هستند

یکی از ظالمانه‌ترین کارها، این است که افراد هوشمند را در اتاق زندانی کنید و هیچ تجهیزاتی و روش و ابزاری برای انجام مأموریتشان به جز مشتی انتظارات در اختیار آن‌ها نگذارید. مثل این است که از یک تازه‌کار بخواهید که جراحی مغز انجام دهد. غیرمنصفانه است و به‌ندرت موفق می‌شود. نوآوریِ با برنامه یعنی اینکه تیمتان را با ابزارهای هوشمندانه‌ای تجهیز کنید (از قبیل کتابِ ده گونه نوآوری) و با دستورالعمل‌های گام‌به‌گام، تیمتان را تقویت ‌کنید تا به نتیجه خوب برسید.

  • تجربه‌ها را پشت سر هم مصور کنید

مفهومتان را تا جای ممکن ملموس کنید. برای این کار، آن را به صورتی تصویرسازی کنید که انگار همین اکنون در جهان واقع موجود است. ابتدا از نمونه‌های کاغذی استفاده کنید؛ چرا که ارزان‌اند و تغییرشان ساده است. مطمئن شوید که کل مفهوم را به تصویر می‌کشید و تصویر مزبور، نشان‌دهنده نحوه کار کل کسب‌وکار –نه فقط چند محصول و اسباب- باشد. این سطح از روایت در به اشتراک‌گذاری مفهومتان با دیگران، آزمایش آن با مشتریانتان و ایجاد چشم‌اندازی یکسان برای تمامی افراد تیمتان به شما کمک می‌کند. مصورسازی‌ها همچنین در تصور آنچه که تیمتان در نهایت باید بسازد، اجتناب از تأخیرها یا تغییر جهت‌های هزینه‌زا بسیار کمک‌کننده هستند.

  • هیچ‌گاه در خلاء نوآوری نکنید

زمانی که در تیم‌ها بحثِ فناوری و ویژگی‌هایی باشد از فناوری، ویژگی‌ها و کارکردی که شاید روزی استفاده شوند، ممکن است در دور باطل گیر بیفتند. چنین تیم‌هایی تفکر الهام‌بخش ندارند. از اتاق کنفرانس بیرون بزنید، به مشاهده کاربران نهایی بپردازید و پیشنهادهای مبتکرانه آن‌ها را مطالعه کنید. بدون این بینش‌ها تنها به دور خود می‌چرخید تا هنگامی‌که زمان تمام شود و به تعهدتان عمل نکرده‌اید. حال مجبور به اجرای ایده‌ای می‌شوید که ربطی با واقعیت‌های بازار و مشتری ندارد. بعد از صرف ده میلیون دلار دیگر، درمی‌یابید که ایده‌تان بسیار بد بوده است و محصولتان هیچ نمی‌ارزد.

  • نوآوری‌ها را با همراهی مشتریان، تأمین‌کنندگان و حتی رقبا مشترکاً بسازید

مدیران اغلب در دامِ این تصور می‌افتند که همه کارها باید درون‌سپاری شوند. برای پروژه‌هایی که قابلیت‌های لازم برای انجامشان در تیم وجود ندارد، تیم‌ها شاید سعی کنند به تأمین‌کنندگان اعتماد کنند یا (به احتمال بیشتر) پروژه را به امان خدا رها سازند. بهانه‌هایی هم که می‌آورند متعدد هستند: «آهای! این یه رازه. نمی‌توانیم درباره ایده‌هایمان به غریبه‌ها حرفی بزنیم!» یا «مالکیت معنویمان افشا خواهد شد!» در جهان شدیداً متصل به همِ امروزی هیچ شرکتی نباید همه چیز را به‌تنهایی انجام دهد. نوآوریِ باز را در آغوش بکشید و راه‌هایی برای کار با دوستان یا رقبا بر روی طراحی، ساخت و ارائه ایده‌ها بیابید.

 

برگرفته از کتاب «۱۰ گونه نوآوری»

blank

دوره های آموزشی پیشنهادی

مقالات مرتبط

کارخانه های موقتی

از دهه ۱۹۸۰ میلیون ها دلار بر روی اتوماسیون منعطف سرمایه‌گذاری شده است. اما ممکن است آن چیزی که به انغطاف‌پذیری نیاز داشته باشد، شرکت‌های‌مان…

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *