کمال ‌‌طلبی، مانعی برای پیشرفت افراد مستعد

blank

سایان بیلاک دانشمند حوزه علوم شناختی و رئیس دانشکده برنارد است. حوزه اصلی فعالیت او بررسی قدرت تأثیر محیط فیزیکی بر چگونگی تفکر و احساس افراد است. در ادامه خاطره‌ای از او را مرور می‌کنیم: وقتی دبیرستانی بودم، فوتبال تمام زندگی من بود. من یکی از دروازه‌بانان تیم ملی کالیفرنیا بودم که همچنین بخشی از برنامه توسعه المپیک بر عهده من بود و بر نقش مؤثری که در تیم داشتم آگاه بودم. می‌دانستم عدم توانایی من برای رسیدن به یک هدف می‌توانست چه بلایی بر سر تیم بیاورد. اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد به مهارت‌هایم و کمال طلبی ذاتی‌ام موجب شد تا با دیدن مربی تیم ملی در یکی از بازی‌ها ضربه نهایی را بخورم. من دیدم که او به من نگاه می‌کرد. معذب شدم و به طور کل رشته کار از دستم رها شد.

داستان من منحصربه‌فرد نیست. تعداد بی‌شماری از مردان و زنان با استعداد، یک مصاحبه شغلی را به بدترین شکل ممکن خراب کرده‌اند، در صحنه نمایش اشتباه کرده‌اند، یا زمانی که تحت‌فشار بودند، نتوانستند هر آنچه دارند را رو کنند. در پی هر کدام از این سناریوها، چیزی است که شما اغلب از افراد می‌شنوید و آن هم این است که: “هول کردیم و همه چیز به هم ریخت”. درست است که این موضوع ممکن است اتفاق بیفتد، اما آنچه واقعاً باید بدانیم، چیست؟

قشر جلویی مغز درست در بالای چشمان شما قرار دارد و مرکز مهار امور شناختی ما و همان‌جایی است که توانایی ما در تمرکز بر روی وظایفمان ایجاد می‌شود. هنگامی‌که هرروز وظایف عادی و معمولمان را انجام می‌دهیم، اغلب و به طور کاملاً غیرقابل‌پیش‌بینی، به جزئیات موجود در آنچه انجام می‌دهیم توجه نمی‌کنیم؛ قشر جلویی مغز اغلب به‌صورت خودکار و بدون نیاز به ما کارش را انجام می‌دهد اما در زمان استرس شدید و تقویت حس کمال طلبی ، مانند یک بازی چالشی، ارائه یک موضوع مهم یا مصاحبه شغلی، این قشر مغز می‌تواند برایمان دردسر درست کند. هنگامی که فشار بر روی ما است، اغلب شروع به تمرکز بر جزئیات گام‌به‌گام عملکردمان می‌کنیم تا به خود ثابت کنیم تلاشمان برای کسب نتیجه مطلوب کافی است و به این صورت همه‌چیز تغییر می‌کند.

هنگامی که تحت فشار هستیم، ترس از شکست بیش از قبل گریبانمان را می‌گیرد. در این شرایط ما تمایل به وحشت در مورد وضعیت، عواقب آن و آنچه که دیگران در مورد ما فکر می‌کنند داریم و در نتیجه همین کمال طلبی ، بخش شناختی مغزمان بیش از آنچه باید فعالیت می‌کند. در این موقعیت ما به چیزهایی فکر می‌کنیم که بیش‌ازپیش به دیگران مربوط است مثلاً اینکه من چه نقشی دارم، در رسیدن به اهداف تیم چقدر دخیل هستم و حرف‌هایی از این قبیل.

اما در چنین شرایطی چه کار می‌توانیم بکنیم؟‌

نکته اولی که باید بدان توجه کرد این است که هنگامی که در حال رفتن به یک وضعیت استرس‌زا هستید که اتفاقاً قرار است در آن بهترین عملکردتان را نشان دهید و کمال طلبی در شما بیش‌ازپیش خود را نشان دهد، بهتر است بیش‌ازحد به آینده و نتیجه کار فکر نکنید. پنج دقیقه قبل از یک اتفاق بزرگ، زمان فکر کردن به همه جزئیات ماجرا نیست. در عوض، این لحظات به چیز دیگری تمرکز کنید. مواردی مثل پازل جدول کلمات متقاطع، تعطیلات ماه آینده، دیدن مجلات آنلاین و چنین مواردی موجب می‌شود از تفکر بیش‌ازحد بر جزئیات و نتایج امور جلوگیری کنید.

اگر حس کردید در حال فروپاشی هستید، سعی کنید یک آهنگ را تکرار کنید و یا بر سه موردی تمرکز کنید که حالتان را خوش می‌کند. به‌عنوان‌مثال، من گلف بازان بسیار ماهری را دیده‌ام که از این روش‌ها به طور فعال استفاده می‌کنند و عملکرد بسیار بهتری نشان می‌دهند. فرض کنید برای یک مصاحبه شغلی آماده می‌شوید. شما کاملاً بر رزومه خود، توانمندی و دستاوردهای قبلی‌تان تسلط دارید، اما زمانی که در صندلی مصاحبه می‌نشینید ذهن شما قفل می‌کند. اگر پیش از شروع مصاحبه، قشر جلویی مغز را با فعالیت‌های غیر مرتبط مشغول می‌کردید، به احتمال زیاد بهتر می‌توانستید ارتباط برقرار نمایید. همچنین می‌توانید به خودتان یادآوری کنید که این علائم فیزیکی قبل از یک رویداد مهم – به‌عنوان‌مثال، عرق کردن کف دست‌ها یا تپش قلب- نشانه‌های خوبی است. آن‌ها به این معنی هستند که شما برای چالش پیش رو آماده هستید. تحقیقات نشان می‌دهد که بازنویسی این‌گونه پاسخ‌های فیزیولوژیکی از منفی به مثبت می‌تواند به مردم کمک کند که در چنین شرایطی بهتر عمل نمایند.

blank

همه این تکنیک‌ها به شما کمک خواهند کرد که آماده بهترین عملکردها باشید. بسیار مهم است که شرایط مشابه با شرایط استرس‌زا را شبیه‌سازی کنید. به‌عنوان‌مثال، اگر شما در حال تمرین برای امتحان توسعه حرفه‌ای هستید، آزمون‌های تمرینی بهترین راه برای تقلید محیط هستند. به طور مشابه، زمانی که سؤالاتتان را در خانه انجام می‌دهید، می‌توانید زمان خودتان را برای بازسازی یک محیط آزمایشی برنامه‌ریزی کنید. برای سناریوهایی که تلاش‌های انفرادی ندارند – مانند ارائه یا مصاحبه – می‌توانید از گروه کوچکی از همکاران بخواهید که به شما در اجرای آزمون کمک کنند. اگر مخاطبی ندارید، نداشته باشید، جلوی آینه تمرین کنید. با انجام این تمرین‌ها، برخی از استرس‌ها را در زمان مهم، کاهش می‌دهید.

و در نهایت، اگر به هر دلیلی موفق نشدید، نگذارید کمال طلبی شما را به انزوا بکشد و به یاد داشته باشید که این پایان جهان نیست. شما ممکن است ناامید و حتی خجالت‌زده شده باشید، اما مانند بسیاری از چیزها در زندگی، این تجربه نوعی یادگیری است. این موضوع را فرصتی برای یادگیری چگونگی برخورد با وضعیت استرس‌زای بعدی بدانید.

منبع: Hbr

کتاب‌ها و دوره‌های آموزشی مرتبط

مقالات مرتبط

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *