چگونه هم در تدوین و هم در اجرای استراتژی خوب عمل کنیم؟

blank

این یک اصطلاح معروف و شناخته شده است که می‌گوید: ” دنیا به دو دسته افراد رویاپرداز و عمل‌گرا تقسیم می‌شود.” اکثر مردم این ایده نادرست را به عنوان حقیقت می‌پذیرند و فرض می‌کنند که یا فقط در تدوین استراتژی خوب هستند یا در اجرای استراتژی. حقیقت این است که رهبران موفق در هر دو مورد خوب هستند، اما بهتر است که رهبران را بر اساس دو مجموعه مهارت که شامل استراتژیستها و مدیران اجرایی هستند از یکدیگر تفکیک کنیم. استراتژیست‌ها متفکرانی بزرگ‌اند که استراتژی‌های سازمان را خلق می‌کنند و مدیران اجرایی برای عمل کردن به این استراتژی‌ها دست‌به‌کار می‌شوند و این شکاف موجب می‌شود به طور سیستمی فاصله بین استراتژی و اجرا زیاد باشد.

بهترین رهبران دنیا هر دو ویژگی را در کنار هم دارا هستند. متأسفانه، طبق نتایج نظرسنجی که در مجله کسب‌وکار هاروارد منتشر شده است، تنها ۸ درصد از رهبران استراتژیست‌ها و عملگرایان بی‌نظیری هستند. مدیران بسیار نوآور و موفق مانند استیو جابز، انوف کاپراد و هوارد اشولتز، شرکت‌هایشان را به طور تدریجی از طریق توانایی دادن وعده‌های بزرگ و ارزشمند به مشتریان از یک سو و کمک به سازمان برای اجرایی کردن این وعده‌ها از سوی دیگر بهبود دادند. این موضوع نکته کلیدی برای تبدیل شدن به مدیری استراتژیست و اجرایی است.

یک چشم انداز استراتژیک ایجاد کنید:

رهبران رویاپرداز و استراتژیست از توانایی فراتر رفتن از افق‌های پیش رویشان منتفع می‌شوند. چشم‌اندازها بر شکل‌گیری دنیایی که می‌خواهند در آن بازی کنند متمرکز شده‌اند و این بدین معنی است که این دسته از مدیران تنها به دنبال تطبیق با تغییراتی که دیگران ایجاد کرده‌اند نیستند.

استیو جابز دنیایی را ساخت که در آن طراحی سخت‌افزاری همانند کیفیت نرم‌افزاری تأثیرگذار و پراهمیت بود. او شرایط را به‌گونه‌ای تغییر داد که تقاضای مردم توأمان به سمت فناوری بالا و طراحی زیبا معطوف شود. اپل عنصر طراحی را به عنوان یک شناسه منحصربه‌فرد برای نام تجاری خود در نظر گرفت و با توسعه بیشتر این قابلیت، راه را برای پیروزی خود هموار کرد.

شرکت‌هایی که در طول زمان یک هویت سازگار و منحصربه‌فرد برای خود ایجاد می‌کنند، می‌توانند با ایجاد شفافیت بیشتر بین مدیران، کارکنان خط مقدم و جزئیات بین آن‌ها، یک چشم‌انداز استراتژیک را به نمایش بگذارند. بااین‌حال، بدون تمرکز همه‌جانبه در اجرای استراتژی، این چشم‌اندازها جایی برای موفقیت نخواهند داشت.

شرکت مشاوره مدیریت پی دبلیو سی در سال ۲۰۱۳ نشان داد که بزرگ‌ترین مشکل مدیران (۲۹ درصد) با توسعه استراتژی در این است که ابتکارات استراتژیک زیادی وجود دارد. رهبران استراتژیست و رویاپرداز باید یاد بگیرند که برای مؤثر بودن لازم است تعداد اهداف موردنظر خود را پایین بیاورند. در واقع یک چشم‌انداز استراتژیک در نهایت نیاز به اجرایی شدن دارد و تعدد این ایده‌ها، کار اجرای استراتژی را دشوار می‌سازد.

چشم‌انداز استراتژیک خود را از طریق اهداف اجرایی کنید:

به نظر می‌آید شرکت‌ها در دستیابی به اهدافشان دچار مشکل می‌شوند زیرا بیش‌ازحد بر بهبود عملکرد کوتاه‌مدت تمرکز می‌کنند و نسبت به نوآوری درازمدت کمتر حساس هستند. در واقع، گزارش PwC در سال ۲۰۱۷ نشان داد که ۵۴ درصد از مدیران تلاش می‌کنند تا شکاف بین استراتژی نوآوری و استراتژی کسب‌وکار را از بین ببرند و این دو را یکی در نظر بگیرند.

در حالی که اجرای ابتکارات استراتژیک قدرت و تخصص خاص خود را می‌طلبد اما آنچه که بسیاری از مدیران اجرایی از ابتدا در مورد استراتژی اشتباه متوجه می‌شوند این است که اهداف بلندپروازانه‌ای را بر اساس اطلاعات رقابتی و بازار ارائه می‌دهند. این اهداف ارگانیک، منحصربه‌فرد و یا حتی رویایی نیستند و صرفاً بر اساس تجربه خوب و بهترین شیوه‌های شرکت‌های موجود ایجاد شده‌اند.

blank

شما باید بر سازمان و چشم‌انداز خود درباره آینده متمرکز شوید و برنامه‌ریزی مشخصی برای تمرکز بر زمان و تمایلات واقعی سازمانتان داشته باشید. شما باید بتوانید قابلیت‌های ذاتی و متمایز خود را توسعه دهید که با جوانب متعدد اهدافتان همسو باشد. متأسفانه بسیاری از کارکنان به طور کامل با هدف و هویت سازمان خود ارتباط ندارند. درحالی‌که گزارش بازبینی مدیریت مایکروسافت نشان داد که اولویت سازمانی ۶۵ درصد از تیم‌های ارشد مدیریتی موردبررسی با استراتژی‌هایشان مطابقت داشت؛ اما از طرف دیگر تنها ۵۰ درصد از مدیران میانی و مدیران عملیاتی دارای رویکردی منسجم میان تدوین و اجرای استراتژی بودند. کارکنان خط مقدم و عملیاتی گاها تنها دارای چک‌لیستی از وظایف روزمره هستند و بنابراین بی‌انگیزه، بی‌اطلاع و حتی گاهی اوقات ناخواسته فعالیت‌هایشان را انجام می‌دهند. این مورد اصلاً برای استراتژی شرکت شما مناسب نیست.

هم استراتژیست باشید هم اجرایی:

واقعیت این است که راز تبدیل شدن به فردی با دو قابلیت استراتژی پردازی و توانمندی اجرای استراتژی در این است که استراتژی را در تک‌تک فعالیت‌های جزئی و روزمره خود ترجمه کنید. اما چطور می‌توان این کار را انجام داد؟

blank

فرهنگ خود را وارد کار کنید:

  • چشم‌انداز:

ارتباطات یک عنصر کلیدی برای اطمینان از این است که استراتژی شما در هر گوشه و چارچوب سازمانتان زنده است. ارتباطات کمک می‌کند تا مسئولیت‌پذیری و تعهد به اجرای استراتژی در سازمان شما جریان یابد. درحالی‌که کسب‌وکارهای زیادی به دنبال رونق و یا انگیزه بخشی هستند، سازمان‌های بسیار موفق سازمان‌دهی تغییرات خود را همسو با ویژگی‌های فرهنگی‌شان به کار می‌گیرند

  • اجرای استراتژی:

تعامل بین کارکنان را از طریق ارتباطات و همچنین ایجاد یک انجمن برای کارمندان و مدیران جهت به اشتراک گذاشتن بازخوردها افزایش دهید. اجازه دهید کارکنان در مورد مسائل مختلف سازمان رأی دهند و نظرسنجی داشته باشند به‌عنوان‌مثال، از آن‌ها بخواهید اهمیت ابتکارات و ایده‌های استراتژیک را رتبه‌بندی کنند. علاوه بر این سعی کنید اهداف، استراتژی و تاکتیک‌های شرکت را به تمام اعضای تیم منتقل کنید.

در معرض دید باشید:

  • چشم‌انداز:

برنامه‌هایی را که برای ایجاد قابلیت‌های منحصربه‌فرد خود در نظر گرفته‌اید را در معرض دید همه افراد سازمان قرار دهید. این کار موجب می‌شود بین تمام سیلوهای سازمانی یک زبان مشترک ایجاد شود که به انسجام آنان کمک کند و از طرف دیگر، چالش‌های تیم‌های متقابل را حل می‌کند. ایده‌های استراتژیک خود را به صورت قابل ملاحظه‌ای نشان دهید و با نشان دادن چگونگی اعمال تفکر استراتژیک به کارهای روزمره و تأثیر آن بر اهداف و اهرم‌های استراتژیک، به اعضای تیمتان انگیزه ببخشید. تمام تیم مدیریتی خود را با پیشرفت سازمانی درگیر کنید تا بتوانید پشتیبانی و چشم‌انداز لازم را در جایی از مسیر خارج می‌شوید، در اختیار داشته باشید.

  • اجرای استراتژی:

به طور منظم اهداف شرکت و پروژه را با اعضای تیم و مدیران مرور کنید تا بتوانید فرصت‌های بیشتری برای نوآوری‌های جدید خلق کنید. برای بهتر دیده شدن، شما می‌توانید داشبوردهای سفارشی‌ای ایجاد کنید تا ابتکارها را در سطح بالا (مانند هیئت‌مدیره) و سطح اجرایی (مانند تیم‌ها) نمایش دهید. شما همچنین می‌توانید ایمیل‌های منظمی را در این مورد به کارمندانتان ارسال کنید.

در حوزه‌های مناسب سرمایه‌گذاری کنید:

  • چشم‌انداز:

معمولاً استراتژی بودجه بسیار کمی دریافت می‌کند. در یک جهان ناب و با هزینه‌های بهینه‌شده که متمرکز بر بهبود عملکرد و برتری عملیاتی است، کم پیش می‌آید که پروژه‌های جدید منابع قابل‌توجهی برای موفقیت دریافت کنند. بدون نگرانی پروژه‌هایتان را غربال کنید و در حوزه‌هایی سرمایه‌گذاری کنید که احتمال بهره‌وری و سودآوری بالایی دارند و می‌توانند موجب موفقیت شما شوند.

  • اجرای استراتژی:

 به طور کامل بازده سرمایه‌گذاری (ROI) تمام پروژه‌ها و سرمایه‌گذاری‌های استراتژیک را اندازه‌گیری کنید. حتی یک جلسه استراتژیک هم باید دارای زمان‌بندی و میزان سرمایه‌گذاری مشخص باشد. با اندازه‌گیری این سرمایه‌گذاری و نتایج تصمیمات استراتژیک، می‌توانید مدارک را برای اثبات ROI نوآوری که به شما امکان سرمایه‌گذاری بیشتر در پروژه‌های استراتژیک آینده را می‌دهد، جمع‌آوری کنید.

اینکه بخواهید همزمان از چشم‌انداز استراتژیک خود برای تغییر دادن امور استفاده کنید کار آسانی نیست زیرا سازمان‌ها دائماً نگاهشان غلبه بر رقبا و الگوبرداری از نمونه‌های موفق است. بااین‌حال، با اعمال استراتژی به فرهنگ سازمانی و فرآیندهای شرکتی خود و توسعه قابلیت اجرایی در سازمانتان می‌توانید به رشد و پیشرفت سازمان کمک کنید.

منبع: Forbes

مترجم: مارال مختارزاده

blank

کتاب‌ها و دوره‌های آموزشی پیشنهادی

مقالات مرتبط

چهار نشانه استراتژی بد

ریچارد روملت، نویسنده کتاب استراتژی خوب / استراتژی بد معتقد است تعداد زیادی از استراتژی‌ها، استراتژی‌های بد هستند. مدیران اجرایی ارشدی که بتوانند این استراتژی‌ها…

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *