چهار تعصب شناختی مهم که کارآفرینان باید از آن جلوگیری کنند

تعصب شناختی

مطابق آمار و ارقام جهانی، حدود نیمی از استارتاپ‌ها طی پنج سال اول فعالیتشان شکست می‌خورند. اگرچه مسائل مربوط به مقیاس بندی، بودجه و بنیان‌گذاران می‌توانند عوامل اصلی این شکست باشند، اما غالباً مسئله دیگری در پشت پرده این شکست وجود دارد و آن هم تعصبات شناختی است. تعصب شناختی نوعی انحراف از قضاوت عقلانی است. در پی فرایند تعصب شناختی ما “واقعیت‌های اجتماعی” را به شکلی که خودمان می‌پسندیم درک و کاربردی می‌کنیم. تعصب شناختی تقریباً همه انسان را به نوعی تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما این موضوع در کارآفرینی اهمیت ویژه‌ای می‌یابد زیرا می‌تواند بقای کسب‌وکار را تهدید کند.

پرنس قومان و دکتر مت جانسون از بنیان‌گذاران ۱۵Center هستند، شرکتی که بر استفاده اخلاقی از علوم اعصاب در بازاریابی متمرکز است. انها چالش‌های کارآفرینی را به “یادگیری پرواز با هواپیما حین ساختن آن” تشبیه می‌کند. قاعدتاً کنترل تعصبات شناختی کار بسیار مشکلی است اما کارآفرینان باید تمام تلاش خود را برای جلوگیری از بروز آن دسته از تعصبات شناختی که می‌تواند برای کسب‌وکار و خودشان دردسرساز باشد، انجام دهند.

در ادامه به برخی از تعصبات شناختی کارآفرینان اشاره می‌شود و توضیح داده می‌شود که چگونه این تعصبات شناختی می‌تواند کسب‌وکار شما را به خطر بیندازد.

تعصب شناختی اول: خوش‌بینی:

نشانه: “این اتفاق برای من نخواهد افتاد.”

این نوع از تعصب شناختی چه می‌کند:

 این ماهیت و طبیعت انسانی است که دوست داشته باشیم خود را مستثنی از اتفاقات و رویدادهای بد بدانیم. اینکه چقدر بد و خطرناک رانندگی می‌کنیم مهم نیست، زیرا عقیده داریم هرگز تصادف نخواهیم کرد. اهمیتی ندارد روزی چند نخ سیگار می‌کشیم، چون امکان ندارد به سرطان ریه مبتلا شویم! البته این نوع از تعصب شناختی سمت دیگری هم دارد که اغلب هنگام خرید بلیت بخت‌آزمایی ان را حس می‌کنیم. از کجا معلوم، شاید این بار من برنده باشم! سوگیری و تعصب خوش‌بینی موجب می‌شود تا فرد نسبت به آمار، اطلاعات و تحقیقات کمتر حساس باشد. البته که تعصب خوش‌بینی در کارآفرینان بسیار رایج است و این افراد به طور خاص به سمت این روش تفکر متمایل می‌شوند. اشتیاق برای شروع یک کسب‌وکار جدید موجب می‌شود تا کارآفرینان نسبت به آمار شکست استارتاپ‌ها بی‌توجه باشند و ریسک‌هایی را بکنند که شاید در شرایط نرمال زیر بار انها نمی‌رفتند.

واقعیت این است که خوش‌بینی نوعی “شمشیر دو لبه” است. ماهیت مثبت خوش‌بینی موتور محرکه رهبران و کارآفرینان است. همین خوش‌بینی است که به افراد انگیزه می‌دهد تا بیشتر تلاش کنند، روحیه بهتری داشته باشند و با یکدیگر مشارکت کنند. از طرف دیگر، تعصب خوش‌بینی گرایش به سمت خوش‌بینی کور است و این موضوع می‌تواند هر کارآفرین تازه‌کاری را در دام بیندازد زیرا انها فکر می‌کنند درست است که آمار و ارقام وضعیت خوبی را نشان نمی‌دهد اما من یک استثنا هستم!

چه کنیم که به دام این تعصب شناختی گرفتار نشویم؟

 قبل از اینکه ایده خود را اجرایی کنید، سعی کنید یک آگهی ترحیم برای ایده‌تان طراحی کنید. در این سوگنامه بنویسید که چرا شرکت فرضی‌تان شکست خورد. در مورد تمام دلایلی که می‌تواند موجب شکست ایده کسب و کاری‌تان شود فکر کنید و سعی کنید برای هر کدام از انها راه‌حلی ارائه دهید. این تمرین باعث می‌شود تا به شکلی عینی‌تر به ایده و تصمیم خود بنگرید. واقعیت این است که اگر ایده‌تان روی کاغذ نمی‌تواند بر مشکلات فرضی پیروز شود، در واقعیت هم نخواهد توانست!

تعصب شناختی دوم: سفسطه در برنامه‌ریزی:

نشانه: “من احتمالاً می‌توانم این کار را سریع‌تر از یک فرد معمولی انجام دهم.”

این نوع از تعصب شناختی چه می‌کند:

تصور کنید جعبه‌ای حاوی قطعات یک میز به دست شما رسیده که باید خودتان آن را سرهم‌بندی کنید. اول از خود بپرسید چقدر طول می‌کشد این کار را انجام دهم؟ سپس سؤال کنید: بقیه افراد به‌طورمعمول این کار را در چند دقیقه انجام می‌دهند؟ اگر پاسخ سؤال دوم از اولی بیشتر بود، شک نکنید شما مبتلا به تعصب سفسطه در برنامه‌ریزی شده‌اید.

انسان‌ها به طور سیستماتیک تمایل دارند تا زمان را برای خودشان دست‌کم بگیرند. در واقع ما همیشه فکر می‌کنیم به اندازه کافی برای انجام کاری وقت داریم یا می‌توانیم یک کار مشخص را سریع‌تر از دیگران انجام دهیم. یک کارآفرین می‌تواند بیش از هر شغل دیگری، دچار تعصب سفسطه در برنامه‌ریزی شود. با توجه به ماهیت فعالیت کارآفرینان، انها همواره در حال انجام دادن کارهایی هستند که قبلاً هرگز کاملاً انجام نشده است، به این معنی که آن‌ها معمولاً تمایل دارند تا وعده‌های زیادی بدهند و زمان کمی برای تحویل هر کدام در نظر بگیرند. واقعیت این است که حتی تجربیات بیشتر موجب نمی‌شود تا کارآفرین در دام این تعصب شناختی نیفتد؛ اما باید چه کرد؟

تعصب شناختی

چه کنیم که به دام این تعصب شناختی گرفتار نشویم؟

برای غلبه بر این تعصب شناختی دو راه وجود دارد. اول اینکه حتی اگر سفسطه برنامه‌ریزی یک تعصب شناختی قوی باشد، خودآگاهی می‌تواند کمک بسیار شایانی را به حل این مسئله بکند. دوم، سعی کنید با تأیید شواهد پشتیبان از یک مسئله برای آن زمان‌بندی‌های مشروط بسازید: به پروژه‌های دیگری نگاه کنید که به هر شکلی قابل‌مقایسه با شما هستند. اغلب ما این کار را حین خرید و فروش املاک و مستغلات انجام می‌دهیم. چنین کاری به شما کمک می‌کند تا دیدی عینی درباره زمان در دسترس خود داشته باشید.

تعصب شناختی سوم: هزینه سوخت شده:

نشانه: “من تا اینجا آمده‌ام…”

این نوع از تعصب شناختی چه می‌کند:

بسیاری از ما وقتی تصمیمی را می‌گیریم یا برای اجرای یک ایده هیجان داریم، محدودیت‌های زمانی و هزینه‌ای را کوچک می‌شماریم. تصور کنید رستورانی را با قیمت ۲۰۰۰۰ دلار راه‌اندازی می‌کنید، اما سرمایه شما بازنمی‌گردد و به نظر هم نمی‌آید در آینده تحولی اتفاق بیفتد. این طبیعت انسانی است که حتی در صورت از دست رفت سرمایه و پذیرش هزینه‌های گزاف، ترجیح می‌دهد مسیر اشتباهی را طی کند اما از رفتن بازنایستد و این خطرناک است. یادآوری این نکته حائز اهمیت است که لزوماً با سرمایه‌گذاری مالی و زمانی روی یک پدیده، شانس موفقیت ایده افزایش نمی‌یابد. به همین دلیل ضروری است که یک ایده را به طور مرتب ارزیابی کنید: بازگشت سرمایه به چه صورت است؟ خروجی سرمایه‌گذاری – رضایت خود شما، بازپرداخت آینده، موفقیت بالقوه در بازار – هنوز هم ارزش این همه تلاش و صرف انرژی را دارد؟

چه کنیم که به دام این تعصب شناختی گرفتار نشویم؟

کمال‌گرا نباشید. در عوض سعی کنید تا نسبت به اقدام درست و به‌موقع متعهد شوید. برای اینکه عامل شناختی ادامه یک ایده یا فرصت را کاهش دهید، سعی کنید تا با ارزیابی‌های پیوسته و درست، میزان سود و یادگیری خود را از پروژه‌ای که دنبال می‌کنید، بسنجید. هر زمان احساس کردید صرفاً به دلیل اینکه کاری را شروع کرده‌اید، در پی ادامه دادنش هستید، برگردید و وقت و زمان خود را بر ایده مناسب‌تری صرف نمایید.

تعصب شناختی چهارم: تعصب تأیید و تصدیق

نشانه: “همه نشانه‌ها مثبت هستند و ایده مرا تصدیق می‌کنند.”

واقعیت این است که انسان‌ها تمایل زیادی به دیدن چیزها و تفسیر اطلاعات جدید به روش‌هایی دارند که “باورهای قبلی ما را تأیید کنند.” ما تمایل داریم که برای نظرات خودمان شواهد حمایتی بیشتری جلب کرده و راهی را برای انکار نظرهای مخالف پیدا کنیم. به‌عنوان‌مثال، در سیاست این موضوع می‌تواند به معنای تمرکز روی نقل‌قول‌ها و منابع مثبت یک متقاضی انتخابات و انکار مواضع منفی مربوط به انها باشد. در کسب‌وکار، این قضیه می‌تواند به معنای جستجوی شواهدی برای اثبات ارزشمندی ایده شما باشد و هرگونه نتیجه‌گیری یا شواهد منفی را کنار زند. درست است که مثبت نگری مهم است اما تعصب تأیید می‌تواند آسیب بسیار زیادی به کارآفرینان وارد کند زیرا اطلاعات با سوگیری انتخاب و پردازش می‌شوند.

چه کنیم که به دام این تعصب شناختی گرفتار نشویم؟

مهم این است که سعی کنید تا یک “مدافع شیطان” را در تیم یا شبکه خود داشته باشید. کسی که آشکارا با شما مخالفت کرده و ایده‌های شما را به چالش بکشد. مهم نیست که آن‌ها چه نظری در مورد شما و کارتان دارند، این وظیفه آن‌ها است که ایده شما را رد کنند و هر زمان که ایده خود را مطرح می‌کنید، به شما توضیح دهند که چرا این بهترین تصمیم شما نیست. شما باید یاد بگیرید نقدها را جدی بگیرید و به یاد داشته باشید آن‌ها آنجا نیستند تا شما را از بزرگ فکر کردن منصرف کنند بلکه کار آن‌ها این است که شما را در دفاع از ایده‌هایی که به اندازه کافی برای تحمل دنیای واقعی خوب نیستند، کمک کنند.

منبع: Entrepreneur

مترجم: مارال مختارزاده

تعصب شناختی

کتاب‌ها و دوره‌های آموزشی پیشنهادی

مقالات مرتبط

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *