پیامدهای دنیای دیجیتال برای محیط کاری آینده

blank

در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که چرا سازمان‌ها باید برای رشد پایدارشان در این دنیای مرتبط به هم، لازم است در محیط کاری بیشتر به عناصر انسانی توجه داشته باشند.

ما در دنیایی آشفته با بحران کاهش رشد در بسیاری از اقتصادهای توسعه‌یافته زندگی می‌کنیم. درعین‌حال، بسیاری از برندها و کارفرمایان سعی دارند بیشتر معنادار باشند یعنی تبدیل به کسانی شوند که چون هدف مشخصی دارند، موفق می‌شوند. این در حالی است که بسیاری از شرکت‌ها که ما آنان را “دایناسور” می‌نامیم یا از انطباق خودداری می‌کنند و یا قادر به منطبق شدن با محیط و شرایط نیستند و بنابراین همان‌طور که تغییرات محیط کاری افزایش می‌یابد، این شرکت‌ها با سرعت بیشتری رو به انقراض خواهند رفت

سازمان‌های آینده نیاز دارند تا از طریق قدرت تکنولوژی و اتوماسیون مفاهیمی همچون توانمندسازی، یادگیری و تعادل در تکنولوژی را در سطح فردی به کار گیرند و با بهره‌گیری از تکنولوژی سعی در ایجاد محیط کاری انسانی و نه ماشینی داشته باشند. چندین روند قابل‌توجه که محرک تغییر در دنیای جدید کاری است عبارت‌اند از:

دامنه نسل‌های نیروی کار در حال رشد است:

امروزه بیشتر از قبل افرادی در نسل‌های مختلف که قاعدتاً انتظارات و نگرش‌های متفاوتی از هم دارند، در محیط کاری با یکدیگر همکاری می‌کنند. برآورد شده است که تا سال ۲۰۲۵ متولدین دهه ۹۰ میلادی به بعد ۷۵ درصد نیروی کار را تشکیل می‌دهند. از طرف دیگر امید به زندگی همچنان افزایش می‌یابد و بنابراین امکان دارد دوسوم کودکان متولدشده در سال گذشته تا ۱۰۰ سال عمر کنند. در چنین وضعیتی افراد دیرتر بازنشسته می‌شوند و یا حتی تا آخرین سال‌های عمرشان شاغل باقی می‌مانند. محیط کاری کنونی شامل کارکنان مسن‌تری است که نسبت به کارشان متعصب هستند و کارمندان جوان‌تری که برای پذیرش و جلب نظر کارمندان قدیمی‌تر تلاش می‌کنند.

محیط کاری

کارها کمتر دائمی و بیشتر انعطاف‌پذیر است:

تا سال ۲۰۲۰، تقریباً ۲۰ درصد از کارمندان ایالات‌متحده یعنی حدود ۳۱ میلیون نفر به جای دائمی بودن “پاره وقت” کار خواهند کرد. اگر فکر می‌کنید که این خبر خوبی نیست، در نظر بگیرید که ۸۰ درصد از کارکنان پاره‌وقت امروزی، انعطاف‌پذیری را درک می‌کنند. بیشتر رشد اوبر هم حاصل کار رانندگانی است که ۷۵% انها مشاغل دیگری هم دارند.

مدل‌های کسب‌وکار موفق کاملاً متفاوت هستند:

مدل‌های کسب‌وکار جدید در سراسر جهان رشد می‌کنند و ماهیت بسیاری از انها دیجیتالی است و در “اقتصاد اشتراکی” ریشه دارند. تقریباً نیمی از رهبران کسب‌وکار در بریتانیا فکر می‌کنند که مدل‌های کسب‌وکار فعلی‌شان تا پنج سال آینده به دلیل ناکارآمدی تغییر خواهد کرد.

افزایش نابرابری اقتصادی:

در حال حاضر برآورد شده است که ۱ درصد از ثروتمندترین جمعیت جهان بیش از ۵۰ درصد کل دارایی جهان را به خود اختصاص داده‌اند. این موضوع خبر بدی به‌ویژه برای رشد اقتصادی است: نابرابری در درآمد دهک پایین جامعه، به رشد کلی اقتصاد ضربه میزند. باید توجه داشت کشورهایی با نابرابری کمتر اقتصادی و شکاف طبقاتی پایین‌تر، رشد اقتصادی سریع‌تری را تجربه خواهند کرد.

ظهور روبات‌ها در محل کار

ماشین‌های هوشمند می‌توانند تا سال ۲۰۲۵ جایگزین ۳۳ درصد از شغل‌ها شوند و مارک کارنی، فرماندار بانک مرکزی انگلیس در اوایل سال جاری اعلام کرد که تقریباً ۱۵ میلیون شغل در انگلستان می‌تواند با جایگزین شدن روبات‌ها “از بین برود”. علیرغم مزایای بالا یادگیری ماشینی و توسعه روبات‌ها، هر انقلاب تکنولوژیکی بی‌رحمی‌هایی دارد که در اینجا با از دست رفتن شغل و محدود شدن معیشت افراد اتفاق می‌افتد.

بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی:

از مهاجرت انبوه انسانی به عنوان نتیجه‌ای از جنگ، منازعه و بیکاری یاد می‌شود. این تهاجم اجتماعی و سیاسی توسط افرادی که احساس ناامیدی و نادیده گرفته شدن دارند، هدایت می‌شود. این نبروی کار می‌توانند اقتصادهای در هم تنیده جهانی شده دارای بحران را تهدید کنند.

این روندها بر همه تأثیر می‌گذارد و برای مدیران و اداره‌کنندگان سازمان باید نوعی زنگ خطر باشد. برای پیشرفت در عصر جدید، مدیران باید تفکر مجددی در رابطه با نقش سازمان‌ها و کارکنانشان در ایجاد مزیت رقابتی داشته باشند. رونق و موفقیت در دنیای امروزی به معنای سازگاری با تغییرات، تسهیل ارتباطات بین افراد و سرمایه‌گذاری در ویژگی‌های انسانی است. درست است که فناوری ماهیت کار را به طرق مختلف تسهیل می‌کند، اما کسب‌وکار و جامعه هنوز هم به انعطاف‌پذیری و خلاقیت انسان برای موفقیت خود نیاز دارد.

منبع: EY

مترجم: مارال مختارزاده

blank

کتاب‌ها و دوره‌های آموزشی پیشنهادی

مقالات مرتبط

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *