هدف‌گیری استراتژیک از منظر کتاب «ذهن استراتژیست»

blank

جین لیدکا، یکی از اندیشمندان پیشگام در زمینه تفکر استراتژیک، معتقد است هدف‌ استراتژیک کانون‌ تمرکزی‌ ایجاد می‌کند که‌ به‌ افراد درون‌ سازمان‌ برای هدایت مؤثر انرژی‌شان به سوی این کانون تمرکز و اجتناب از پراکنده‌کاری در مسیر دستیابی به هدف نهایی کمک می‌کند. این‌ انرژی ‌روحی‌-روانی‌ در‌ فضای پرتلاطم و آشفته سازمان‌های امروزی یکی از کمیاب‌ترین‌ منابع ‌سازمان‌ به‌شمار می‌رود و سازمان‌هایی در عبور از این آشفتگی محیطی موفق خواهند شد که‌ از این انرژی به‌صورت مطلوب‌ استفاده‌ کنند.

هدف استراتژیک سازمان‌ها را متعهد به تمرکز می‌کند. این تمرکز باید تا دستیابی به هدف یا تعریف هدفی جدید حفظ شده و ستون نگهدارنده سازمان باشد. تمرکز تمامی منابع سازمان را در راستای تحقق اهداف استراتژیک به‌کار می‌گیرد و انتخاب‌های سازمان را درباره حوزه فعالیت و شیوه دستیابی به موفقیت تحت تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین هدف‌گرایی مانند صافی، انتخاب‌های سازمان را پالایش می‌کند و مانعی در برابر بی‌انصباطی، پراکندگی و واگرایی اهداف در طول زمان است.

آیا هدف‌گیری کار سختی است؟

بسیاری از سازمان­ها قصد دارند به طور هم‌زمان بهبود در کیفیت محصولات، سهم بازار، فرایندهای داخلی و هدف‌هایی در زمینه‌های مشابه را دنبال کنند. چشم‌انداز بسیاری از سازمان‌ها دستیابی به تعالی و سرآمدی در همه موضوعات است، اما در عمل نمی­توان در همه زمینه‌ها، بازارها، محصولات و اقدامات انتظار دستیابی به موفقیت‌های چشم‌گیر را داشت. موفقیت‌های چشم‌گیر نیازمند انتخاب‌های دقیق و مشخص و پذیرفتن موازنه میان گزینه‌های مختلف است و باید بتوان میان تصمیم‌های واقعی از شبه‌تصمیم‌ها تفاوت قائل شد. در واقع، اگر نتوانیم اولویت‌هایی برای انتخاب از میان مجموعه‌ای از گزینه‌ها برای خودمان در نظر بگیریم، همه چیز را در سبدمان می‌گذاریم. در نتیجه دیر یا زود متوجه می‌شویم که پر شدن سبد ما را از انتخاب مقدار کافی از گزینه‌های حیاتی بازداشته است.

چرا هدف‌گیری به تنهایی سازمان را به مقصود نمی‌رساند؟

بسیاری از سازمان‌ها اهداف مشخص و خوبی را برای خود برمی‌گزینند، اما این اهداف در عمل به انتخاب‌های روشن و مشخص تبدیل نشده و عملیاتی نمی‌شوند. تعیین اهداف (هدف‌گیری) لازم است، اما کافی نیست. اهدافی که به انتخاب‌های روشن و مشخص تبدیل نشوند و با عملکرد پیوند نداشته باشند، نمی‌توانند سازمان را به حرکت درآورند. موفقیت‌های چشم‌گیر، هم به هدف‌گیری (تعیین اهداف استراتژیک) و هم به هدف‌گرایی (ترجمه اهداف استراتژیک به انتخاب‌های عملیاتی) نیاز دارد.

اگر در انتخاب‌های عملیاتی و تخصیص منابع بر مبنای اهداف عمل نکنیم (هدف‌گرایی)، به هر میزان که ایده‌های خوبی در سر داشته باشیم و اهداف متعالی‌ای برگزیده باشیم (هدف‌گیری)، باز هم راه به جایی نمی‌بریم. هدف‌گرایی و انضباط منعطف در مسیر دنبال‌کردن اهداف اصلی‌ترین شرط دستیابی به مقصود است.

blank

نکات زیر به شما کمک می‌کند دید بهتری از هدف‌گیری و هدف‌گرایی استراتژیک در سازمان داشته باشید:

  • اولویت، محدودیت و ممنوعیت کلیدواژه‌ها و اجزای اساسی تفکر و مدیریت استراتژیک‌اند.
  • جرئت نه گفتن داشته باشید. استراتژی به معنای انتخاب است و گاهی این انتخاب نه است.
  • شبه‌تصمیم مانند دنبال کردن هم‌زمان دو خرگوش است. روی گزینه دارای اولویت تمرکز کنید و گزینه‌های دیگر را کنار بگذارید، حتی اگر این کار برای‌تان دردناک باشد.
  • انضباط منعطف یعنی هدفی را برمی‌گزینیم؛ دست به انتخاب می‌زنیم و گزینه‌های دیگر را کنار می‌گذاریم. بنابراین تا زمانی‌که به هدف‌مان دست پیدا نکنیم یا هدف جدیدی را تعیین نکنیم، روی گزینه‌مان تمرکز می‌کنیم.
  • وقتی گزینه‌ای را انتخاب کردیم، به گزینه‌ها و پیشنهادهای دیگر نه می‌گوئیم! ممکن است گزینه‌ها و پیشنهادهای دیگر جذابیت‌های خاص خودشان را داشته باشند، اما در اولویت ما نیستند. این همان مفهوم تصمیم دردناک است.
  • کسانی که انضباط دارند، در طول مسیر اسیر وسوسه نمی‌شوند و منابع محدودشان (منابع مالی، انسانی، فیزیکی، زمان و توان) را به صورت نامتوازن به هدف‌های‌شان تخصیص می‌دهند.
  • انصباط و تمرکز به معنای ایستایی نیست. هدف‌گیری ماهیتی پویا دارد و اهداف استراتژیک باید در طی زمان و بر حسب تحولات پیرامونی بازتعریف و اصلاح شوند.
  • اگر همه چیز مهم باشد، هیچ چیز مهم نیست. به همین دلیل، تعیین دقیق اولویت‌ها از اهمیت فراوانی برخوردار است، اما باید به یاد داشته باشیم که تعیین اولویت‌ها همیشه فرایندی مبتنی بر منطق نیست و انتظارات ذی‌نفعان نیز آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
  • هدف‌گیری و هدف‌گرایی در خلأ اتفاق نمی‌افتند. انتخاب اهداف و حرکت به سوی آنها نیازمند ایجاد آگاهی و باور عمومی به اهداف در سازمان است.
  • با تعیین اهداف به خودی خود هیچ اتفاقی نمی‌افتد. هدف‌گیری فقط گام ابتدایی است و حرکت در مسیر اهداف باید با هدف‌گرایی، انتخاب‌های دقیق عملیاتی، تخصیص نامتوازن منابع و انضباط منعطف همراه شود.

برگرفته از کتاب ذهن استراتژیست

دوره و کتاب های آموزشی راه‌اندازی یک کسب‌وکار

مقالات مرتبط

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *