شرکتتان را در دوران رکود و بحران چگونه رهبری می‌کنید؟

blank

سال گذشته به جهت وضعیت اقتصادی در ایران، برای کسب‌وکارها سال سختی بود. با توجه به سایه افکندن رکود، تورم و رشد منفی در فضای اقتصادی گستره فعالیت کسب‌وکارها و بنگاه‌ها محدود شده است. اما این اتفاقی است که افتاده و نمی‌توان از آن فرار کرد، در این مقاله به دنبال این هستیم بررسی کنیم که کسب‌وکارها در چنین شرایطی چطور می‌توانند جان خود را نجات دهند؟ مدیریت در دوران رکود به چه صورت است؟ آیا امیدی به رشد و پیشرفت حتی در شرایط بحران هست؟ این مقاله با بررسی شرایط ۶۷۰ شرکت آمریکایی در پی بحران بزرگ اقتصادی آمریکا، به این سؤالات جواب می‌دهد.

بحران مالی و اقتصادی سال‌های ۲۰۰۷-۲۰۰۹ برای شرکت‌ها در صنایع، بازارها و جغرافیای مختلف مخرب بود. این موضوع منجر به فروپاشی بخش مالی، تغییرات رادیکال در محیط نظارتی و سیاست‌گذاری و همچنین انقباض شدید اقتصاد جهانی شد. در حقیقت، این میزان از فروپاشی اقتصادی، اساساً بر همه جنبه‌های محیط کسب‌وکار تأثیر گذاشته و روابط شرکت را با مشتریان، کارکنان، تأمین‌کنندگان و جوامع محلی کاهش می‌دهد و تغییر چشمگیری در چشم‌انداز رقابتی ایجاد می‌کند. در نتیجه، شرکت‌ها احتمالاً به طور اساسی سرمایه‌گذاری‌های استراتژیک خود را بازنگری و تغییر می‌دهند تا اطمینان حاصل کنند که بقای سازمانی‌شان به خطر نمی‌افتد، می‌توانند رقابت را حفظ یا حتی تقویت کنند و در طی و بعد از بحران به فعالیتشان ادامه دهند.

در واقع، یکی از مهم‌ترین چالش‌های مدیریت در دوران رکود و بحران اقتصادی برای مدیریت استراتژیک این است که محدودیت منابع را تشدید می‌کند. در نتیجه، ممکن است شرکت‌ها سرمایه‌گذاری کمتری داشته باشند و حداقل از بعضی از سرمایه‌گذاری‌های گذشته‌شان برای تضمین بقا در کوتاه‌مدت استفاده کنند. انجام این کار یک عمل متعادل است هرچند که استراتژی ترک منابع اضافی – و یا برداشت اشتباه از آن‌ها – می‌تواند توانایی شرکت در رشد بلندمدت را به خطر بیندازد.

جدای اینکه شدت بحران اقتصادی چقدر است، مهم این است که شرکت‌ها در شرایط بحران و رکود چگونه منابع خود را از طریق چشم‌انداز تغییر و واقعیت‌های اقتصادی جدید تنظیم می‌کنند. برای درک این پدیده و پیامدهای آن برای کسب‌وکار‌ها، چگونگی سرمایه‌گذاری‌های استراتژیک شرکت‌ها یعنی سرمایه‌گذاری بر نیروی کار، هزینه‌های سرمایه، تحقیق و توسعه و سرمایه‌گذاری‌های مسئولیت اجتماعی توسط محققان بررسی گردیده است. به ‌طور خاص، از مدیران سؤال شد که شرکت‌هایشان در طی رکود بزرگ ۲۰۰۷ – ۲۰۰۹ چگونه پایگاه منابع خود را تنظیم و مدیریت کردند؟ برای خروج از بحران سعی کردند منابعشان را “کاهش” دهند یا به دنبال “افزایش سرمایه” بودند ؟ در چه مسیری و تا چه حد سرمایه‌گذاری‌های استراتژیک خود را تنظیم کردند تا رقابت خود را حفظ یا حتی افزایش دهند؟ و در کل مدیریت در دوران رکود چگونه انجام می‌شود؟

واضح است که شرکت‌ها می‌توانند به‌طور متوسط سرمایه‌گذاری خود را کاهش، حفظ و یا افزایش دهند، زیرا یک بحران اقتصادی برای شرکت‌ها هم چالش و هم فرصت به همراه دارد. از یک‌سو، بحران اقتصادی به شدت می‌تواند توانایی شرکت‌ها را برای سرمایه‌گذاری تضعیف کند، زیرا پول نقد آن‌ها بسیار محدود است. در نتیجه، شرکت‌ها می‌توانند کارکنان را از کار بیرون کنند، از دارایی‌های فیزیکی خود جدا شوند، پروژه‌های تحقیق و توسعه را به تعویق انداخته یا حتی لغو کنند، یا برنامه‌های مسئولیت اجتماعی شرکت را به منظور حفظ جریان نقدی حذف کنند. به‌عبارت‌دیگر، بنگاه‌ها ممکن است سعی کنند فقط و فقط خود را از بحران نجات دهند.

blank

از سوی دیگر، یک بحران اقتصادی ممکن است فرصتی برای شرکت‌ها برای گسترش سرمایه‌گذاری‌هایشان هم فراهم کند؛ به‌عبارت‌دیگر، آن‌ها ممکن است سعی کنند راه خود را از بحران جدا کنند. به‌عنوان‌مثال، یک بحران اقتصادی ممکن است فرصت‌هایی برای به دست آوردن تجهیزات جدید با قیمت ارزان‌تر یا استخدام کارکنانی با دستمزد پایین‌تر ایجاد کند. علاوه بر این، شرکت‌ها می‌توانند در توانایی‌های نوآورانه خود و مسئولیت اجتماعی‌شان برای تقویت رقابت‌پذیری خود در زمانی که اقتصاد بهبود می‌یابد سرمایه‌گذاری کنند.

یکی از مطالعاتی که در نشریه کسب‌وکار هاروارد منتشر شده است، با استفاده از داده‌های ۶۷۰ شرکت تجاری در ایالات‌متحده، نشان می‌دهد که به‌طورکلی، این شرکت‌ها برای مدیریت در دوران رکود، نیروی کار و هزینه سرمایه خود را به طور قابل‌توجهی کاهش دادند. بااین‌حال آن‌ها به همان میزان سطح تحقیق و توسعه و مسئولیت اجتماعی شرکت را حفظ کردند.  این یافته‌ها نشان می‌دهد که به طور متوسط شرکت‌ها هنگام مدیریت در دوران رکود و بحران اقتصادی، رویکردی “دوجانبه” و همزمان در “صرفه‌جویی در راه خروج از بحران” با کاهش نیروی کار و هزینه سرمایه و همچنین “سرمایه‌گذاری برای خروج از بحران” با حفظ سرمایه‌گذاری‌های خود در تحقیق و توسعه و مسئولیت اجتماعی دارند. بنابراین نتایج نشان می‌دهد که قابلیت نوآوری و روابط متقابل سهامداران در حفظ رقابت شرکت‌ها در طی رکود بسیار اثرگذار بوده است.

نکته مهم است که صنایع متفاوت نتایج گوناگونی در این موضوع دارند. درست است که بسیاری از شرکت‌ها سرمایه‌گذاری خود را در تحقیق و توسعه و مسئولیت اجتماعی و روابط با ذینفعان کاهش ندادند اما شواهد نشان می‌دهد بسیاری دیگر از شرکت‌ها این کار را می‌کنند به خصوص اگر در صنایعی باشند که به تحقیق و توسعه و نوآوری مقاوم است و الزام چندانی به روابط با سهامداران و مسئولیت اجتماعی نمی‌بینند. این نتیجه معقول است، زیرا در این صنایع، رقابت شرکت‌ها به‌احتمال‌زیاد کمتر وابسته به توانایی نوآورانه و روابط ذینفعان است. مهم این است که ویژگی‌های صنعت را درک کنید و بدانید شرکت‌های یک صنعت به‌طورمعمول چه جنس پاسخی به شرایط رکود می‌دهند.

در نهایت، بررسی شد که آیا شرکت‌هایی که سرمایه‌گذاری‌های خود را در تحقیق و توسعه و مسئولیت اجتماعی شرکت ادامه می‌دهند در سال‌های پس از بحران اقتصادی بهتر عمل می‌کنند؟ حقیقت این است که واقعاً این اتفاق می‌افتد. این شرکت‌ها عملکرد بالاتری را در بازده دارایی (ROA) نشان می‌دهند. در مقابل شرکت‌هایی که نیروی کار خود را حفظ کردند و به فکر کاهش سرمایه‌گذاری خود بودند، پس از بحران کارایی بالایی نداشتند. همچنین شرکت‌هایی که رویکرد دوجانبه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری را در پیش گرفتند، یعنی از یک‌سو به فکر تحقیق و توسعه و مسئولیت اجتماعی خود بودند و از سوی دیگر هزینه نیروی کار و سرمایه را کاهش دادند، عملکردی حتی فراتر از قبل از بحران را نشان دادند.

یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که شرکت‌ها تصمیم می‌گیرند که سرمایه‌گذاری خود را در تحقیق و توسعه و مسئولیت اجتماعی حفظ کنند، زیرا این منابع ممکن است برای چالش‌های کلیدی که در جریان بحران ایجاد می‌شود، راه‌حل‌های خوبی فراهم کند. اول، با حفظ سرمایه‌گذاری‌های خود در تحقیق و توسعه در حین رکود، شرکت‌ها ممکن است راه‌های نوآورانه‌ای برای کارآمدتر شدن پیدا کنند و بدانند بهتر است چه کاری را کمتر یا بیشتر انجام دهند، به این ترتیب توانایی خود را برای مانور در شرایط بحران افزایش می‌دهند. دوم اینکه ارتباط و همکاری با ذینفعان شرکت، عوامل مهمی در فرایندهای شرکت به حساب می‌آید. در این راستا، شرکت‌هایی که سرمایه‌گذاری خود را بر روابط ذینفعان ادامه می‌دهند، احتمالاً بهتر است که شرایط در حال تغییر در شرایط بحران اقتصادی را شناسایی کرده، نگرانی‌ها و فرصت‌ها را پیش‌بینی کنند و با نیازها، خواسته‌ها و انتظارات تأمین‌کنندگان، مصرف‌کنندگان و سایر سهامداران سازگار شوند. سوم اینکه، مسئولیت اجتماعی می‌تواند به شرکت‌ها کمک کند تا خود را از رقبایشان متمایز کند، شرکت را برای بهبود وضعیت شرایط نامطلوب توانمند سازد، ارتباط با جوامع محلی را تقویت کند، بهره‌وری کارکنان را بهبود بخشد، وفاداری مصرف‌کنندگان را افزایش دهد، دسترسی به قراردادهای خرید دولتی و محدودیت‌های سرمایه را بهبود دهد. این مکانیسم‌ها در طول بحران اقتصادی به طور خاص اهمیت دارد، زیرا آن‌ها می‌توانند انعطاف‌پذیری شرکت‌ها را بهبود بخشیده و در نتیجه به شرکت‌ها برای حفظ یا حتی افزایش رقابت کمک کنند.

در مجموع، یافته‌های مطالعه منتشره در نشریه کسب‌وکار هاروارد نشان می‌دهد که شرکت‌هایی که به طور همزمان با کاهش نیروی کار و هزینه سرمایه‌گذاری “خود را از بحران نجات می‌دهند” و با سرمایه‌گذاری بیشتر در تحقیق و توسعه و مسئولیت اجتماعی “در بحران سرمایه‌گذاری می‌کنند” بیشتر با چالش‌های جدید و منحصربه‌فرد ناشی از یک بحران اقتصادی منطبق خواهند شد. این یافته‌ها می‌تواند برای شرکت‌ها و سازمان‌های ایرانی نیز درس‌آموخته‌های مهمی در خصوص مدیریت در دوران رکود داشته باشد. استفاده از تجارب بین‌المللی به مدیران ایرانی کمک می‌کند تا کیفیت تصمیم‌گیری‌های خود درباره نحوه مواجهه با بحران‌های اقتصادی در فضای کسب‌وکار کشور را بهبود دهند و با موفقیت بیشتری کسب‌وکار خود را هدایت کنند. همه ما می‌دانیم که سال سختی را در پیش داریم، بنابراین، رهبری اثربخش کسب‌وکار در چنین شرایطی بیش‌ازپیش اهمیت می‌یابد.

منبع: HBR

مترجم: مارال مختارزاده

دوره و کتاب‌های آموزشی مرتبط

مقالات مرتبط

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *