ریسک

ریسک و عدم قطعیت در مدیریت پروژه

ریسک و عدم قطعیت دو واژه پرکاربرد در مدیریت پروژه های امروزی هستند. اگرچه عدم قطعیت (uncertainty) در زندگی روزمره انسان وجود دارد اما پاسخ به سوال به ظاهر ساده “عدم قطعیت چیست؟” دشوار به نظر می رسد. در یک تعریف ساده می توان عدم قطعیت را فقدان قطعیت دانست. در تعریفی دیگر، فعالیتی قطعی است که احتمال وقوع آن صد درصد باشد و در صورتی کاملا نشدنی است که احتمال وقوع آن صفر درصد باشد. در میان این دو مرز، فعالیت ها را دارای سطوح مختلف عدم قطعیت می نامیم. در لغت نامه آکسفورد، عدم قطعیت به این صورت تعریف میشود: “چیزی که در مورد آن مطمئن نیستید، در وضعیت غیر قطعی قرار داشتن”. در همین مرجع، در مقابل کلمه ریسک آمده است: “احتمال وقوع هر چیز ناگوار در آینده؛ پیشامدی که میتواند خطرناک بوده یا نتایج ناگوار داشته باشد.”

تعریف ریسک و عدم قطعیت

در ادبیات مدیریت پروژه تمایز میان ریسک و عدم قطعیت یکی از موضوعاتی می باشد که توجه محققان زیادی را به خود جلب کرده است. به طور کلی در پروژه ها، ریسک ها از عدم قطعیت هایی ناشی می شوند که در تمامی پروژه ها وجود دارند. در تعاریف ریسک در ادبیات مدیریت پروژه نیز این نگاه به عدم قطعیت کاملا واضح است. در PMBoK ویرایش سال ۲۰۰۰ ریسک پروژه به عنوان “رویداد یا شرایط غیر قطعی که در صورت رخ دادن دارای تاثیر مثبت یا منفی بر اهداف پروژه است” تعریف می شود. همچنین ریسک در  PRAM ویرایش ۱۹۹۷ به این صورت تعریف شده است: “رویداد یا مجموعه ای از پیشامدهای غیر قطعی که در صورت رخ دادن دارای تاثیر بر اهداف پروژه هستند”. در هر دو تعریف ریسک بر مبنای عدم قطعیت بیان می شود، اما توجهی برای مشخص نمودن و تشریح اصطلاح عدم قطعیت صورت نمی گیرد.

تفاوت ریسک و عدم قطعیت

عدم قطعیت را نمی توان یک اصطلاح بدیهی دانست و باید بین مفهوم ریسک و عدم قطعیت تمایز قائل شد. مطابق تعاریف PMBoK و PRAM می توان ارتباط عدم قطعیت و ریسک را رابطه علت و معلول دانست.

اقتصاد:

مطالعات اولیه برای تمایز میان ریسک و عدم قطعیت را می توان در علم اقتصاد مشاهده نمود. مطابق تحقیقات ریسک ها رویدادهایی هستند که با احتمال های شناخته شده یا قابل شناخت مشخص می شوند درحالیکه عدم قطعیت در ارتباط با رویدادهایی است که تعیین احتمال های عددی برای آنها غیرممکن است.

تئوری تصمیم:

مشابه این تفکر در تصمیم سازی و تئوری های تصمیم نیز وجود دارد که “عدم قطعیت عبارتست از شرایطی از محیط که در آن تصمیم گیرنده تخصیص هر احتمالی را به پیامدهای محتمل یک رویداد  غیر ممکن می بیند.”. به همین ترتیب، ریسک نیز شرایطی از محیط است که تصمیم گیرنده قادر است تا به پیامدهای یک رویداد، احتمال مشخصی اختصاص دهد. به اعتقاد محقق دیگری “عدم قطعیت وضعیتی است که در آن هر یک از بازیگران تخصیص احتمالی مشخص و منطقی برای پیامد مورد انتظار از تصمیم خود را غیر ممکن می بینند”.

 

ریسک
ریسک

روانشناسی:

تعریف مهم دیگری از عدم قطعیت از روانشناسی سرچشمه می گیرد: “عدم قطعیت به عنوان وضعیتی از مغز توصیف می شود که مشخصه آن فقدان آگاهی و دانش در مورد پیامدهای یک رویداد است”. طبق این تعریف تنها منبع عدم قطعیت محیط خارجی نیست بلکه می تواند نوعی واکنش ذهنی شخص به محیط خارجی باشد. به این ترتیب عدم قطعیت “در مغز انسانی که شک می کند” وجود دارد.

ریسک و عدم قطعیت از لحاظ علمی مترادف نیستند. ریسک شامل موقعیتهایی می شود که احتمال پیامدها شناخته شده اند، در حالیکه عدم قطعیت زمانی مطرح می شود که احتمال پیامدها ناشناخته هستند. با توجه به این تعریف، نکته بسیار مهمی در مدیریت عدم قطعیت مطرح می گردد که با تجمیع دانش و تجارب می توان عدم قطعیت ها را به فرصت ها و تهدیدات شناخته شده تبدیل نمود تا از میزان عدم قطعیت در پروژه کاسته شود.

ریسک و عدم قطعیت در مدیریت پروژه

در زمینه خاص مدیریت پروژه نیز دیدگاه های گوناگونی از عدم قطعیت وجود دارد. در ادامه سه نمونه از این دیدگاه ها بیان میشود.

دیدگاه تابع هدف پروژه

برخی از محققان با دیدگاه استرات‍ژیک، ریسک و عدم قطعیت را بر مبنای تابع هدف پروژه بیان می کنند. از این منظر، برای هر پروژه تابع هدفی تعریف می شود که پروژه تحت بررسی را توصیف می نماید و سپس بر اساس آن، احتمال دستیابی به مقادیر معین هدف محاسبه می شود. مقدار سرمایه گذاری انجام شده، زمان اتمام پروژه و … نمونه هایی از تابع هدف پروژه می باشند. مدیریت ریسک نیز مطابق با این تعریف، مدلسازی تابع هدف پروژه در برابر متغیرهای پروژه است. متغیرهای پروژه نیز مواردی مانند هزینه، مقادیر منابع اولیه، عوامل خارجی و … هستند که بر فعالیت های پروژه تاثیر گذار می باشند.

از آنجا که اغلب متغیرهای پروژه ذاتا تصادفی و پویا هستند و با گذشت زمان درجات مختلفی از عدم قطعیت را نشان می دهند، طبیعی است که تابع هدف پروژه نیز دارای ماهیت تصادفی و در معرض عدم قطعیت ناشی از منابع مختلف باشد. عدم قطعیت پروژه را می توان در این تعریف، احتمال عدم دستیابی تابع هدف پروژه به مقادیر از پیش هدف گذاری شده نامید.

 

دیدگاه فرصت و تهدید

برخی دیگر از محققان نیز با استفاده از اصطلاحات شناخته شده ریسک و فرصت عدم قطعیت را تعریف می نمایند. مزیت این نوع تعاریف در ایجاد ارتباط میان مفهوم عدم قطعیت با مفاهیم ریسک و فرصت است. در این دیدگاه، عدم قطعیت به عنوان “بافت یا زمینه ای برای وقوع ریسک – رویدادهایی که تاثیر منفی بر اهداف پروژه دارند – و وقوع فرصت ها – رویدادهایی که برای اهداف پروژه سودمند هستند-”  تعریف می شود. این تعریف بر ماهیت دوگانه و پوششی عدم قطعیت اشاره دارد که از نظر نویسندگان به عنوان مهمترین دلیل بر کارآمدی بیشتر مدیریت عدم قطعیت مطرح می گردد.

ریسک ها قطعی و مشخص هستند. مدیر پروژه می تواند در خصوص رویدادهای مخاطره آمیز بالقوه فکر کند و محاسبات پیش گیرانه انجام دهد. اما در مقابل، عدم قطعیت، رویداد یا وضعیتی است که انتظار نمی رود اتفاق بیفتد هر چند از ابتدای پروژه بتوان آنرا در نظر گرفت.

دیدگاه دسته بندی عدم قطعیت

برخی محققان نیز با دسته بندی عدم قطعیت به تبیین مفهوم آن پرداخته اند. یکی از رایج ترین این دسته بندی ها در نظر گرفتن دو جنبه عدم قطعیت یعنی تغییرات و ابهام است. تغییرات مربوط به آینده پروژه هستند، در حالیکه ابهام ریشه در گذشته پروژه دارد. عدم قطعیت ها به دو دسته وابسته به شانس[۱] و وابسته به دانش[۲] توصیف می شود. عدم قطعیت وابسته به شانس، ناشی از مواردی است که در ابتدا در نظر گرفته و پیش بینی نشده است و عدم قطعیت وابسته به دانش، عدم قطعیتی است که از کمبود دانش ناشی می شود یعنی در صورت در دسترس بودن دانش بیشتر، از ابتدا قابل پیش بینی می بود. در این گونه تعاریف، عموما ارتباط میان ریسک، فرصت و عدم قطعیت مشخص نمی شود.

 

گستره عدم قطعیت در پروژه ها

دامنه عدم قطعیت در هر پروژه ای چشمگیر بوده و اکثر فعالیت های مدیریت پروژه اگر چه تحت چارچوب خاصی تحت عنوان مدیریت عدم قطعیت مطرح نشوند، اما با مدیریت عدم قطعیت همراه هستند.

عدم قطعیت در فازهای اولیه چرخه عمر پروژه وجود دارد. عدم قطعیت درخصوص آنچه می تواند انجام شود، تصمیم گیری درباره آنچه باید انجام شود و اطمینان از اینکه چه مواردی انجام خواهند شد.

عدم قطعیت تا حدی مرتبط با تغییرات در معیارهای عملکرد مانند هزینه، مدت و کیفیت پروژه است و بخشی نیز مرتبط با عدم شفافیت و ابهام حاصل از عواملی چون رفتار سایر بازیگران مرتبط با پروژه، فقدان دانش، اطلاعات و جزئیات لازم و نداشتن ساختار مناسب برای درنظرگرفتن آنها و منابع شناخته یا ناشناخته انحراف می باشد.

به اعتقاد برخی محققان، عدم قطعیت اگرچه در تمام فازهای پروژه وجود دارد، اما در فازهای اولیه پروژه چشمگیرتر است و برخی دیگر نیز معتقدند که فقط برای پروژه هایی که در محیط با ثبات فعالیت می کنند، عدم قطعیت در مراحل ابتدایی و طراحی مفهوم پروژه بالا بوده و در مراحل بعدی به میزان زیادی کاهش می یابد؛ اما در اغلب پروژه ها که در محیطی آکنده از عدم قطعیت و ارتباطات محیطی فعالیت می کنند عدم قطعیت لزوما در چرخه حیات پروژه کاهش نمی یابد و حتی نمی توان روندی نیز برای تغییرات آن تصور نمود.

 

عدم قطعیت پروژه:

معمولا ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﭘﺮﺳﺸﻲ ﻛﻪ در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ اﻫﺪاف ﭘﺮوژه ﺑﻴﻦ ذی نفعان ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﺮوژه ﻣﻄﺮح ﻣﻲ ﺷﻮد، اﻳﻦ است که ” آیا می توانیم برای چیزی که هنوز به صورت کاملا صریح تعریف نشده است ، تلاش کنیم ؟ ” درک چنین موقعیتی که در هر پروژه بوجود می آید و تلاش برای ارائه ی پاسخ قانع کننده در بستر هر پروژه ، بسیار مهم است . نقطه مناسب شروع برای این کار ، در نظر گرفتن فرایند ترسیم شده در شکل ۱-۲ ، است . بر این اساس ۶ پرسش بنیادی وجود دارد که نیازمند بررسی و پاسخگویی هستند .

  1. چه کسانی ، نهاد هایی که در کار درگیر خواهند بود چه کسانی هستند ؟   (ذینفعان)
  2. چرا ، نهاد های مختلف به دنبال نیل به چه اهدافی هستند ؟(اهداف و انگیزه ها)
  3. چه چیز ، نهاد ها علاقه مند به چه چیزی هستند ؟ (طراحی ها)
  4. چگونه ، نحوه ی انجام کار چگونه است ؟ (فعالیت ها)
  5. چه وسایلی ، چه منابعی مورد نیازند ؟ (منابع)
  6. چه زمانی ، کار در چه دوره زمانی باید انجام می شود ؟ (زمان بندی)

برای سادگی این سوال ها را ۶ ” چه ” نامیده و در هر جا که مناسب باشد ، عنوان های داخل پرانتز نیز برای روشن کردن موارد ، استفاده می شود . این نام گذاری کمک می کند که جنبه های ۶ گانه پروژه را همیشه در نظر بگیریم . پیکان های موجود در شکل ۱-۲ ، ریشه های عدم قطعیت در پروژه ها را نمایش می دهند . همان طور که در شکل مشخص است، ریشه های عدم قطعیت می تواند به هدف اصلی پروژه ( چرا ) و حتی ذی نفعان ( چه کسانی ) نیز مربوط باشد. در مراحل اولیه پروژه، در حین طرح و فکر اولیه، عدم قطعیت در بالاترین حد خود است و هدف پروژه و نهاد هایی که درگیر خواهند بود چندان واضح و روشن نیستند.

blank

2.png

 

ﻛﺎرﺑﺮد ﻣﺘﺪاول ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ رﻳﺴﻚ در ﭘﺮوژه، اداره ﻛﺮدن ﻋﺪم ﻗﻄﻌﻴﺖ ﻫﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻫﺪاف ﭘـﺮوژه را ﺗﺤـﺖ ﺗـﺄﺛﻴﺮ ﻗـﺮار ﻣﻲ دﻫﻨﺪ. در واﻗﻊ در اﻳﻦ ﻧﻘﻄﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻧﻮاع رﻳﺴﻚ ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪه و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﻨﺪ. ﺑـﻪ ﻋﻨـﻮان ﻣﺜـﺎل، رﻳـﺴﻚ ﻫـﺎی ﺗﺠﺎری ﻳﺎ ﻣﺎﻟﻲ را ﻣﻲ ﺗﻮان ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻋﺪم ﻗﻄﻌﻴﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ اﻫﺪاف ﻣﺎﻟﻲ ﻳﺎ ﺗﺠﺎری را ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻗـﺮار ﻣـﻲ دﻫﻨـﺪ ﺗﻌﺮﻳـﻒ ﻛﺮد. رﻳﺴﻚ ﻫﺎی اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ، ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اﻫﺪاف اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﭼﻨﻴﻦ برداشتی در مورد ریسک عملیاتی، ریسک فنی، ریسک زیست محیطی، ریسک ایمنی، ریسک بازار و غیره نیز درست است. ارتباط بین ریسک و اهداف در جدول ۱-۱ نمایش داده شده است .

 

3.png

www.officefanni.com

مقالات مرتبط

کارخانه های موقتی

از دهه ۱۹۸۰ میلیون ها دلار بر روی اتوماسیون منعطف سرمایه‌گذاری شده است. اما ممکن است آن چیزی که به انغطاف‌پذیری نیاز داشته باشد، شرکت‌های‌مان…

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *