روانشناسی بحران: پردازش اطلاعات، احساسات و رفتار افراد در حین بحران

روانشناسی بحران

بحران‌ها ، شرایط اضطراری و فاجعه اتفاق می‌افتد. البته باید توجه کرد که بلایای بحرانی با شرایط اضطراری شخصی و خانوادگی متفاوت است نه فقط به این دلیل که در مقیاس بزرگتری اتفاق می‌افتد بلکه بحران‌ها زندگی انسان را با سطح بالای عدم اطمینان و پیچیدگی تغییر می دهند. در این بین روانشناسی بحران اهمیت بالایی می‌یابد.

در حین یک بحران، افراد جریان اطلاعات را در دست می‌گیرند، اطلاعات را پردازش می‌کنند و بر اساس اطلاعات متفاوت تصمیم‌گیری خواهند کرد. آن‌ها ممکن است استدلال‌های مبتنی بر منطق یا احساس داشته باشند. روانشناسی بحران ، تلاشی برای روان درمانی گسترده نیست و همچنین یک معجون جادویی نیست که همه مشکلات را برطرف کند. با این وجود ، برای کاهش تأثیر فاکتورهای روانی بحران، عموم مردم باید نسبت به اقداماتی که خطر آسیب دیدن به آن‌ها را کاهش می‌دهد ، آگاه باشند.

در ادامه به طور خلاصه به چگونگی تفاوت پردازش اطلاعات در هنگام بحران و حالات روحی و رفتارهایی که حین بحران ظهور می‌کنند، پرداخته می‌شود.  باید توجه داشت که تأثیرات روانشناختی در هر مرحله از بحران متفاوت است.

چهار روش برای پردازش اطلاعات در هنگام بروز بحران:

استفاده ساده‌انگارانه از اطلاعات

  • عدم توجه کامل به اطلاعات به دلیل عدم توانایی ما برای مقابله با چندین واقعیت در هنگام بحران
  • اطلاعات را مثل شرایط معمول به یاد نمی‌آوریم وگاها نمی‌توانیم به درستی از آن‌ها استفاده کنیم.
  • تفسیر نادرست پیام منتج به اقدامات گیج‌کننده می‌شود.

گاهی بسیاری از ما برای مقابله با بحران، یک رویکرد منطقی و درست را برای تصمیم‌گیری انتخاب نمی‌کنیم. درعوض ، ممکن است به عادت‌ها و رویه‌های طولانی مدتی اعتماد کنیم که در بسیاری از مواقع الگوهای مناسبی نیستند.

ادامه باورهای فعلی:

در شرایط بحرانی بعضی اوقات نیاز است که از مردم بخواهید کاری انجام دهند که خلاف واقع به نظر برسد، مانند تخلیه خانه ها حتی وقتی هوا آرام به نظر برسد. از منظر روانشناسی بحران تغییر باورها در هنگام بحران یا شرایط اضطراری ممکن است دشوار باشد. اعتقادات و باورهای ما اغلب به راحتی تغییر نمی‌کنند و ما نیز معمولاً به دنبال شواهدی هستیم که با باورهای ما مشابه باشند و دیگر شواهد مغایر با ارزشها و اعتقاداتمان را پس می‌زنیم.

ما همچنین تمایل داریم هرگونه پیام متضاد یا نامشخص را به شیوه‌ای که دوست داریم تفسیر کنیم. به عنوان مثال ، ممکن است به خودمان بگوییم ، “من معتقدم خانه‌ام مکان امنی است.” با این حال ، قبل از طوفان قریب الوقوع ، متخصصان ممکن است توصیه کنند که بهتر است از خانه‌هایمان خارج شویم و در ساختمان قوی تر و ایمن تری پناه بگیریم. اگرچه عملی که توصیه می‌شود در واقع به نفع خودمان است اما ما به راحتی امنیت را به خانه خودمان نسبت می‌دهیم و آن را به گونه دیگری تفسیر می‌کنیم.

ممکن است بگوییم ، “خانه من قوی و امن است. من همیشه در خانه‌ام ایمن بوده‌ام. وقتی دفعه گذشته خانه را ترک کردیم ، طوفان به سمت شمال حرکت کرد. من فقط اینجا خواهم ماند.” در واقع در مواجهه با خطرات جدی، ممکن است به متخصصانی اعتماد کنیم که تجربه کمی در مورد این موضوع دارند. اغلب ، کارشناسان معتبر در مورد سطح تهدید ، خطرات و توصیه‌های مناسب با یکدیگر اختلاف نظر دارند. گرایش متخصصان برای ارائه نظرات مخالف ، بسیاری از ما را با افزایش عدم اطمینان و ترس روبرو می‌کند. ممکن است ما از یک منبع معتبری که با آن آشنا هستیم مشاوره بگیریم ، حتی اگر این منبع اطلاعات مربوط به قضیه را به درستی نداشته باشد و اطلاعات نادرستی را ارائه دهد.

به دنبال اطلاعات و نظرات اضافی هستیم:

ما آنچه را که می بینیم به خاطر می‌آوریم و تمایل داریم آنچه را که تجربه کرده‌ایم باور کنیم. در هنگام بحران ، می‌خواهیم پیام‌هایی را قبول کنیم که قبلا تجربه انجامش را داشته‌ایم.  افراد در حین بحران ممکن است به احتمال زیاد موارد زیر را انجام دهند:

  • کانال‌های تلویزیونی را تغییر می‌دهند تا ببینند آیا همان اخطار در جایی دیگر تکرار می‌شود یا خیر.
  • سعی می‌کنند با دوستان و خانواده تماس بگیرند تا ببینند دیگران پیام‌های مشابهی را شنیده‌اند یا خیر.
  • برای مشاوره به یک فرد معتبر و معتمد مراجعه می‌کنند.
  • چند رسانه اجتماعی را بررسی می‌کنند تا ببینند افراد چه می‌گویند

برای مثال در مواردی که تخلیه خانه توصیه می‌شود ما صبر می‌کنیم تا ببینیم که آیا همسایگان این کار را انجام می‌دهند یا خیر. این موضوع در یک بحران بسیار رایج است.

blank

به اولین پیام و اطلاعات اعتماد و استناد می‌کنیم:‌

در طول بحران ، سرعت پاسخ می تواند عامل مهمی در کاهش آسیب باشد. در صورت عدم اطلاع‌رسانی ، ممکن است شروع به گمانه‌زنی‌ها و پر کردن شکاف‌ها با شایعات کنیم. اولین پیامی که به ما می‌رسد اغلب از طرف ما پذیرفته می‌شود حتی اگر اطلاعات دقیق‌تری نیز وجود داشته باشد. هنگامی که اطلاعات جدید و حتی کامل‌تر در دسترس باشد، ما آن را با اولین پیام‌هایی که شنیدیم مقایسه می‌کنیم.

به دلیل شیوه پردازش اطلاعات در حین استرس، انتقال پیام درست امری چالش برانگیز است. پیام ها باید ساده ، معتبر و سازگار باشند. سرعت برقراری ارتباط در مواقع بحران نیز بسیار مهم است. یک پیام مؤثر باید موارد زیر را رعایت کند:

  • تکرار شود.
  • از منابع و رسانه‌های متعدد ارائه شود.
  • پیشنهاد عملی را ارائه دهد که قابل اجرا باشد.

.

حالات ذهنی و روانی افراد در حین بحران:

در طی یک بحران، افراد ممکن است طیف گسترده‌ای از احساسات را تجربه کنند. موانع و فاکتورهای روانشناختی می‌توانند در همکاری و پاسخ افراد به بحران دخیل باشند. الگوهای مشخصی از موارد ذهنی و روحی در افراد وجود دارد و باید بدانیم که این الگوها بر ارتباطات و نحوه درک پیام تأثیر می‌گذارند.

عدم قطعیت:

متأسفانه ، در حین بحران سوالات بیشتر از جوابها هستند. در آن زمان ممکن است بزرگی کامل این بحران ، علت این فاجعه و اقداماتی که مردم می توانند برای محافظت از خود انجام دهند ، نامشخص باشد. این عدم اطمینان حتی بهترین سیستمها و مدیران را نیز به چالش می کشد. برای کاهش اضطراب ، افراد به دنبال اطلاعات هستند تا گزینه های خود را تعیین کرده و عقاید خود را تأیید کنند. آن‌ها ممکن است صرف نظر از صحت اطلاعات ارائه شده ، آن‌ها را بپذیرند یا اطلاعات ناراحت کننده و مخالف با نظرشان را انکار کنند.

بسیاری از مسئولان روابط عمومی و رهبران فکر می‌کنند بهتر است تا در شرایط عدم اطمینان با اطمینان و اعتماد به نفس بالا نظر بدهند.  یادآوری این نکته حائز اهمیت است که این اعتماد به نفس بیش از حد همیشه کارگشا نیست. شما می‌خواهید مردم نگران باشند ، هوشیار باشند و تمام اقدامات احتیاط آمیز را انجام دهند.

بهتر این است که عدم اطمینان را تصدیق کنید. از عدم اطمینان مخاطبان برای ابراز همدردی با آنان استفاده کنید و فرآیند طی شده را برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد وضعیت در حال تحول با آن‌ها به اشتراک بگذارید. این به افراد کمک می‌کند تا اضطراب خود را مدیریت کنند. از عباراتی مانند این استفاده کنید ، “امروز نمی‌توانم به شما بگویم چه چیزی باعث می‌شود که مردم در شهر اینقدر ناگهانی جان خود را از دست دهند ، اما می‌توانم برای شما بگویم که چه کاری انجام می‌دهیم، این اولین قدم است … “.

ترس ، اضطراب و دلهره

در یک بحران ، ممکن است افراد جامعه ترس ، اضطراب ، سردرگمی و ترس شدید را احساس کنند. به عنوان فرد مسئولی که به روانشناسی بحران توجه دارد، کار ما این نیست که این احساسات را از بین ببریم. درعوض ، می توانید با افراد همدلی کنید. شما می‌توانید از جمله‌هایی مانند این عبارت استفاده کنید: “ما قبلاً در جامعه ما با چنین چیزی روبرو نشده ایم و حق دارید وحشت‌زده باشید اما مطمئن باشید که کل کشور برای مدیریت این بحران بسیج شده‌اند. ما تمام تلاشمان را می‌کنیم تا کمترین آسیب متوجه مردم باشد.”

ترس یک فاکتور روانشناختی مهم در پاسخ به یک تهدید است. جنبه‌های ترس را در نظر داشته باشید:

  • در بعضی موارد ، یک تهدید درک شده می‌تواند باعث ایجاد انگیزه در افراد برای کمک به دیگران شود.
  • در موارد دیگر ، ترس از ناشناخته‌ها یا ترس از عدم اطمینان ممکن است ناتوان‌کننده‌ترین پاسخ‌های روانی در برابر بلایای طبیعی باشد و مانع اقدام موثر افراد شود.
  • وقتی مردم می ترسند و اطلاعات کافی ندارند ، ممکن است برای جلوگیری از تهدید به روش‌های نامناسبی واکنش نشان دهند.

ارتباطات و انتقال پیام‌های درست و به موقع می‌توانند با نمایش دقیق ارزیابی از سطح خطر و تهیه پیام های عملی کمک کنند تا افراد در حین بحران احساس درماندگی نکنند.

ناامیدی و ناتوانی:

جلوگیری از ناامیدی و درماندگی یک هدف مهم ارتباطی در روانشناسی بحران است. ناامیدی احساسی است که القا می‌کند هیچ کس نمی تواند برای بهتر شدن اوضاع کاری انجام دهد. ممکن است مردم بپذیرند که این بحران یک تهدید واقعی است ، اما ممکن است آن تهدید چنان بزرگ شود که احساس کنند وضعیت ناامید کننده است. ناتوانی احساسی است که مردم نسبت به خود دارند و این یعنی هیچ قدرتی برای بهبود وضعیت و محافظت از خود ندارند. اگر شخصی برای محافظت از خود احساس ناتوانی کند ، ممکن است از نظر روحی یا جسمی عقب نشینی کند.

طبق تحقیقات روانشناختی، اگر اعضای جامعه در هنگام بحران احساس ترس ، اضطراب ، سردرگمی و هراس کنترل نشده داشته باشند، به احتمال زیاد احساس ناامیدی یا درماندگی نیز خواهند کرد و این یعنی قادر نیستند کارهایی را انجام دهند که به خودشان و دیگران کمک کنند.

به جای تلاش برای از بین بردن پاسخ های عاطفی یک جامعه در برابر بحران ، به اعضای جامعه کمک کنید با تنظیم یک مسیر عملی ، احساسات منفی خود را مدیریت کنند. اقدامات موثر در طول بحران می‌تواند به احیای احساس کنترل و غلبه بر احساس ناامیدی و درماندگی کمک کند.  کمک به مردم در ان مورد باعث می‌شود تا احساس قدرت کنند و بدیهی است که ترس آن‌ها کاهش پیدا کند.

انکار:

انکار به فرایند بی توجهی عمدی به آسیب قریب الوقوع یا صدماتی که قبلاً رخ داده است اشاره دارد. انکار به دلایل مختلفی رخ می‌دهد:

  • ممکن است افراد اطلاعات کافی برای تشخیص این تهدید دریافت نکرده باشند.
  • آن‌ها ممکن است تصور کنند که وضعیت انقدرها که ادعا می‌شود بد نیست زیرا آن‌ها آخرین اخطارها را نشنیده‌اند ، آنچه را که به آن‌ها گفته شده را درک نکرده اند یا فقط بخشی از یک پیام را شنیده‌اند.
  • آن‌ها ممکن است پیام را دریافت و درک کنند ، اما چنان رفتار کنند که گویی خطر به اندازه‌ای که به آن‌ها گفته شده بزرگ نیست.

وقتی افراد شک می‌کنند که تهدید واقعی است ، ممکن است به دنبال تأیید بیشتر باشند. در بعضی از جوامع ، این تأیید ممکن است عوامل دیگری مانند موارد زیر را شامل شود:

  • نیاز به مشورت با رهبران جامعه یا کارشناسان متخصص.
  • افراد سعی دارند بدانند که ابتدا دیگران چگونه واکنش نشان می‌دهند.
  • این احتمال وجود دارد که پیام هشدار دهنده تهدید تاکنون خارج از تجربه شخص باشد که او به سادگی نمی تواند آن را معنا کند – یا فقط تصمیم به نادیده گرفتن آن گرفته است.

انکار می تواند حداقل تا حدودی از طریق ارتباط روشن و منسجم با یک منبع قابل اعتماد جلوگیری شود. اگر مخاطبان شما پیام مستمر از چندین منبع قابل اعتماد دریافت و درک کنند ، احتمالاً آن پیام را باور کرده و بر اساس آن عمل می‌کنند.

روانشناسی بحران

رفتارهای افراد در حین بحران:

توجه کافی به روانشناسی بحران می‌تواند انواع رفتارهای بالقوه مضر هنگام بحران را برطرف سازد. اگرچه اندازه‌گیری تأثیرات احتمالی ممکن است دشوار باشد اما استفاده از ارتباطات مناسب برای ترغیب افراد به جلوگیری از رفتارهای منفی در هنگام بحران موجب نجات جان افراد ، جلوگیری از آسیب‌دیدگی‌ها و کاهش تجربه ناامیدی موثر خواهد بود.  برخی از این رفتارها در اینجا ذکر شده است:

منفی‌بافی:

در مواقع اضطراری ، بسیاری از فعالیت‌های ارتباطی و رسانه ای روی مخاطبانی متمرکز است که به طور مستقیم تحت تأثیر بحران قرار گرفته‌اند. با این حال ، این پیام‌های هدفمند به افرادی که نیازی به اقدام فوری ندارند نیز خواهد رسید. برخی از این افراد ممکن است از نظر ذهنی بحران را دوباره تجربه کنند و این اثراتی را برای انان به دنبال خواهد داشت.

  • جابجایی درمان‌ها بر اساس تقاضا و نه نیاز پزشکی.
  • اتهامات در مورد ارائه خدمات ترجیحی و تعصب در ارائه کمک.
  • دامن زدن به ایجاد و پخش شایعات
  • ارائه پیش بینی‌های بی اساس از ویرانی های بیشتر.
  • ترویج بی اعتمادی نسبت به سازمان‌های پاسخگو.
  • تلاش رشوه برای درمان و منابع کمیاب یا جیره‌بندی‌شده.

افراد در یک بحران معمولاً علائم جسمی غیر قابل توضیحی دارند. استرس ناشی از وضعیت بحرانی، برخی از علائم جسمی مانند سردرد ، درد عضلانی ، ضعف معده و تب پایین را به افراد وارد می‌کند. ان دسته از بحران‌هایی که با شیوع بیماری همراه است ، این علائم می‌تواند به افراد القا کند که نیاز به مراقبت‌های فوری دارند.

مثبت‌نگری:

بحران‌ها فقط احساسات و رفتارهای منفی ایجاد نمی‌کنند. پاسخ مثبت در شرایط بحران می‌تواند شامل مقابله ، نوع دوستی ، تسکین و تسریع در کمک به افراد باشد. احساس هیجان ، عزت نفس بیشتر ، قدرت و رشد ممکن است ناشی از این تجربه باشد. غالباً یک بحران منجر به تغییر در نحوه نگاه به آینده می‌شود مثلا درک جدیدی از خطرات و روش‌های جدید برای مدیریت آن‌ها ایجاد می‌کند. پاسخ‌های مثبت ممکن است موارد زیر را شامل شود:

  • تسکین و آسایش.
  • حس قدرت و توانمندسازی.
  • درک جدید از مدیریت ریسک
  • منابع و مهارت‌های جدید برای مدیریت ریسک.
  • تجدید حس همکاری و اتحاد در جامعه.

نکته مهم این است که عوامل سخت افزاری شامل ساختمان‌ها ، تجهیزات ، سیستم‌ها و محتویات یک سازمان باید از عوامل انسانی در برابر هر گونه بحران پشتیبانی کند. از طرف دیگر رفتار انسان‌ها در طول هر بحرانی ممکن است بسیار متفاوت از آنچه انتظار داریم باشد. برخلاف تصور عامه ، روانشناسی بحران نشان می‌دهد که اکثر مردم کاملاً انعطاف پذیر هستند. آن‌ها به ندرت هنگام بحران کاملاً غیرمنطقی پاسخ می دهند. همه ما ممکن است در حین بحران افرادی را مشاهده می کنیم که دچار وحشت می شوند یا واکنشهای هیستریک نشان می‌دهند، اما واقعیت این است که افراد در این رایطه می‌توانند پاسخ‌های مولد یا غیر مولدی را نشان دهند و البته هر دو این واکنش‌ها طبیعی است.

در لحظه های اولیه پس از وقوع یک بحران بزرگ ، مردم غالباً اضطراب ، ترس و سردرگمی  را تجربه می‌کنند. اماواکنشهای کاملا هیستریک به ندرت دیده می شود. یک وضعیت ممکن است غیر عادی باشد ، اما به طور کلی ، واکنش مردم اینگونه نیست. یک واکنش بسیار متداول برای افراد آسیب دیده از بحران این است که ابتدا سعی می کنند امنیت و رفاه خود را تضمین کنند. سپس بسیاری از آنها تلاش می کنند تا به دیگران کمک کنند. این رفتار در روانشناسی بحران اثبات شده است.

منبع: emergency.cdc.gov

مترجم: مارال مختارزاده

روانشناسی بحران

مقالات مرتبط

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *