رمزگشایی از قدرت ذهن آگاهی در شرکت‌ها

ذهن آگاهی

بازارهای بی ثبات تقاضای مصرف کننده را به چالش کشیده و اختلالات تکنولوژیکی ناشی از دیجیتالی شدن باعث ایجاد نرخ بی سابقه‌ای از تغییرات می‌شود. در پاسخ به این چالش‌ها شرکتها سعی  مکینند تا دست به دامان نوآوری و چابکی سازمانی شوند.  با این حال ، تجارب سازمانی و شرایط جامعه شناختی اغلب مانع چابکی واقعی می‌شوند. در نتیجه ، بسیاری از این تلاشها برای مدیریت عدم قطعیت ناشی از تغییر ، به جایی نمیرسند. اما جنبش دیگری به نام  ذهن آگاهی به شرکتها کمک می‌کند تا بر این چالش‌ها غلبه کنند.

ذهن آگاهی ایده‌ای نوین است که برای پرداختن به چالش‌های عصر دیجیتال ابداع شده است. در اصل ، ذهن آگاهی وضعیت حضور در یک لحظه مشخص را توصیف می‌کند و تمایل فرد را برای قضاوت کاهش می‌دهد. چنین مفهومی این امکان را فراهم می‌کند که در جریان مداوم محرک‌ها مکث کرده و آگاهانه تصمیم بگیرید که چگونه عمل کنید ، نه اینکه به صورت هیجان زده و با الگوهای رفتاری نامناسب به مسائل واکنش نشان دهید. بنابراین ، ذهن آگاهی کاملاً آماده است تا از طرق کاهش اضافه بار اطلاعات و حواس پرتی مداوم، با چالش‌های عصر دیجیتال مقابله کند.

فواید ذهن آگاهی روشن و هم اثبات شده است. برنامه‌های ذهن آگاهی به رهبران و کارمندان کمک می‌کند تا به طور مؤثر تامل کنند، به شدت بر روی وظیفه مورد نظر تمرکز داشته باشند و بتوانند در سطح بالای استرس مجددا سرپا بایستند و از نو شروع کنند.  در سطح سازمانی ، ذهن آگاهی باعث کاهش روزهای ناکارامد، افزایش اعتماد به رهبری و افزایش تعامل کارمندان می‌شود. از این گذشته ، ذهن آگاهی به بهبود پتانسیل کامل تحولات دیجیتالی و چابک کمک می‌کند. فرآیندها و ساختارهای جدید فقط نقطه شروع این تحولات هستند. جای تعجب نیست که علاقه به ذهن آگاهی به ویژه در بین متخصصان و علاقمندان حوزه دیجیتال رو به افزایش است: در یک دهه گذشته ، ذهن اگاهی جزو ۴ ترند برتر جستجو در گوگل است. اکنون ، برنامه‌های ذهن آگاهی حتی در تلفن های هوشمند و تبلت ها از پیش نصب شده‌اند. با این حال ، تلفیق ذهن آگاهی با مبانی سازمانی می‌تواند چالش برانگیز باشد. برای رونق بخشیدن به قدرت ذهن آگاهی ، شرکت‌ها باید رویکرد کل نگرانه ای نسبت به چابکی داشته باشند.

ذهن آگاهی چگونه به ما و سازمانمان کمک می‌کند؟  

ذهن آگاهی افراد را قادر می‌سازد توانایی خود را برای تطبیق سریع با شرایط در حال تحول بهبود دهند و چیزهای جدید را سریعتر بیاموزند.  این مفهوم نوعی چابکی ذهنی ایجاد کرده و از همین طریق به افراد کمک می‌کند تا برای یافتن پاسخ سوالاتشان اول به خود رجوع کنند.

دانیل گلمن ، روانشناس هاروارد و ریچارد دیویدسون ، متخصص علوم اعصاب در دانشگاه ویسکانسین-مدیسون ، دیدگاهی علمی در مورد فواید ذهن آگاهی شخصی ارائه می‌دهند. آنها سه فایده اثبات شده ذهن آگاهی را ذکر می‌کنند که به مردم این امکان را می‌دهند تا در محیط‌های غیرقابل پیش بینی به طور مؤثرتری عمل کنند:

آرامش و روشنفکری:

شیوه‌های ذهن آگاهی ، مانند مدیتیشن تنفس، با کاهش چگالی ماده خاکستری در آمیگدال ، ناحیه ای از مغز که پاسخی به استرس دارد ، همراه است. این قضیه تمایل به تفسیر یک محیط نامشخص را به عنوان یک عامل تهدیدکننده کاهش می‌دهد و بنابراین واکنش دفاعی کمتری نشان خواهیم داد.  به این ترتیب ، ذهن آگاهی باعث افزایش چابکی ذهنی می‌شود و اجازه می‌دهد تا نگرش ها از “اما ما همیشه آن را انجام داده ایم” به “بیایید ببینیم که اگر رویکرد جدیدی را امتحان کنیم چه اتفاقی می افتد.” تغییر کند.

بهبود توانایی‌های شناختی:

ذهن آگاهی حافظه کوتاه مدت و توانایی انجام کارهای پیچیده شناختی را بهبود می‌بخشد. همچنین افراد را به فکر کردن خارج از چارچوب تشویق می‌کند. در زمینه عملکرد در محل کار ، نتایج اثبات شده‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد ذهن آگاهی موجب کیفیت بالاتر تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و همکاری مؤثرتر افراد خواهد شد.

تمرکز و وضوح تفکر:

هربرت سیمون ، برنده جایزه نوبل ، اظهار داشت که “اطلاعات فراوان باعث ایجاد فقر توجه می‌شود.” این بینش ، که برای اولین بار در سال ۱۹۷۱ بیان شد ، امروز دقیق تر از گذشته در زندگی ما مصداق دارد. بنابراین ، تمرکز جدی در زمان اضافه بار اطلاعات دیجیتال ، ضروری است. تمرین منظم فرایندهای ذهن آگاهی می‌تواند سرگردانی ذهنی و حواس پرتی را کاهش دهد. ذهن آگاهی باعث تقویت آگاهی از فعالیت‌های هر فرد در لحظه کنونی و روندها و رفتارهای ذهنی شخص می‌شود که به فراآگاهی معروف است.

با ارائه این منافع فردی، چابکی سازمانی نیز افزیش می یابد. ذهن آگاهی کمک می‌کند تا افراد در چرخه‌های کوتاهی رفتارهای خود را بازرسی و تطبیق دهند ، استراحت کنند تا بتوانند نگرش‌های مستقر را به دست بیاورند و در میان تحریکات دیجیتال متمرکز تر و منطقی تر باشند.

مدیران چگونه می‌توانند ذهن آگاهی را در سازمان نهادینه کنند؟

برای به دست آوردن مزایای کامل ذهن آگاهی ، شرکت‌ها باید برنامه‌های ویژه ای برای نهادینه‌سازی ذهن آگاهی در سازمان داشته باشند. در حالی که توسعه وسیع مداخلات ذهن آگاهی بسیار ارزشمند است اما بسیاری از سازمان‌ها با شروع یک برنامه آزمایشی کوچک مانند ارائه یک دوره ذهن آگاهی به رهبری ارشد ، نتایج خوبی کسب کرده‌اند. برای برخی از شرکت‌ها ، ذهن آگاهی به الگویی برای طراحی سازمان و رفاه کارمندان تبدیل می‌شود. از نظر پذیرش ذهن آگاهی ، سازمان‌ها می‌توانند با آزمایش چهار نوع مداخله شروع کنند: آموزش رهبری ، آموزش مراقبه و مربیگری ذهن آگاهی.

آموزش ذهن آگاهی به رهبران:

همانطور که پیتر دراکر هم اذعان می‌کند، رهبران به همان اندازه که به قوه تجزیه و تحلیل نیاز دارند باید برای ادراک و تفکر درست نیز آموزش ببینند.  دوره های رهبری خوب طراحی شده با ترکیب ذهن آگاهی عملی و شیوه‌های هوش هیجانی این نیاز را برطرف می‌کنند. رهبران باید یاد بگیرند که چگونه شیوه‌های ذهن آگاهی رسمی و غیر رسمی را در زندگی روزمره ادغام کنند. شیوه‌های رسمی معمولاً با مراقبه هدایت می‌شوند ، در حالی که شیوه‌های غیررسمی شامل تمرین‌های گوش دادن به ذهن و صرفاً توجه به وظیفه مورد نظر است.

مربیگری ذهن آگاهی:

اصول ذهن آگاهی همچنین می‌تواند به تیم ها کمک کند تا همکاری بیشتری با هم داشته باشند. به عنوان مثال ، اگر اعضای تیم توانایی گوش دادن به یکدیگر را بدون تعصب و پیش فرض فرا بگیرند، تفکر آزادتر و خلاقانه‌تری خواهند داشت. یک فرهنگ تیمی که قدردانی از انتقاد را نشان می‌دهد ، به ایجاد شفافیت و صراحت کمک می‌کند. تسهیل فرایندهای ذهن آگاهی در کار تیمی توسط مربیان کاملا ضروری است.  تیم‌های چابک معمولاً  از مریبان استفاده می‌کنند تا بتوانند ذهن آگاهی را در سازمان و در بین تیمها نهادینه کنند. به همین ترتیب ، تیم های اجرایی می‌توانند از مربیان ذهن آگاهی بهره‌مند شوند تا بتوانند ارتباطات معتبر و کار تیمی مؤثر داشته باشند.

ذهن آگاهی

ذهن آگاهی چگونه می‌تواند هوش جمعی را در سازمان تقویت کند؟

چگونه یک شرکت می‌تواند اطمینان حاصل کند که هوش جمعی آن از مجموع هوش تک تک افراد بیشتر است؟ بسیاری از شرکت‌ها می دانند که هوش جمعی – توانایی گروهی از مردم برای حل مشکلات پیچیده – منبع مهمی از مزیت رقابتی است. هوش جمعی بستگی به ادغام تنوع اعضای تیم از نظر سبک شناختی و دیدگاههای جهانی دارد. همه اعضای تیم برای به اشتراک گذاشتن نظرات و عقاید باید از نظر عاطفی احساس امنیت کنند و به نوبه خود نسبت به دیدگاه همکارانشان پذیرا باشند. اما ایجاد فرهنگ مدارا و پذیرش کاملاً یک چالش است.

هوش جمعی به ضریب هوشی ، دانش یا توانایی تفکر اعضای تیم بستگی ندارد. درعوض ، این امر عمدتاً توسط پردازش ناخودآگاه اعضای تیم هدایت می‌شود: هوش هیجانی آنها و ویژگی‌های شناختی و ناملموسی همچون اعتماد ، امنیت عاطفی و روانی و برابری مشارکت از این موارد هستند.ذهن آگاهی راه حلی بالقوه برای رفع این چالش‌ها ارائه می‌دهد. بسیاری از شرکت‌ها ذهن آگاهی را در سازمان‌های خود وارد کرده اند تا در درجه اول موجب بهبود سبک تفکر ، توانایی های شناختی و آرامش کارکنان شوند.

تمرین ذهن آگاهی باعث می‌شود که ما بتوانیم مهارتهای ذهنی خود مثل حافظه یا تمرکز بر یک کار خاص را تقویت کرده و آن را به سمت مهارتهای گسترده تر و مبتنی بر آگاهی هدایت کنیم. با تقویت ذهن‌آگاهی در سازمان کارکنان به جای “من” از واژه “ما” استفاده می‌کنند. به طور خاص تر ، عمل ذهن آگاهی به شدت بر آگاهی فرد از وضعیت رفتاری (دخالت) و فرآیندهای ذهنی (فراشناخت) تأثیر می گذارد. تلقیح و فراشناخت به ما کمک می‌کند تا واکنشهای خود را نسبت به احساسات و رفتارها تنظیم کنیم.

یکی از مطالعات شرکت مشاوره مدیریت BCG نشان داد که ذهن آگاهی باعث تقویت هوش جمعی می‌شود. در این تحقیق ۳۱ تیمی در یک برنامه ده هفته ای ذهن آگاهی شرکت داشتند ، به طور میانگین ۱۳٪ هوش جمعی بیشتری را نسبت به قبل نشان میدادند. این مطالعه همچنین نشان داد که ذهن آگاهی تاثیر معناداری بر هوش هیجانی یعنی آگاهی افراد از احساسات خود و همچنین توانایی مدیریت احساسات خود و دیگران دارد که این مورد هم برای افزایش هوش جمعی ضروری است.شرکت‌های پیشرو برنامه‌هایی را برای رونق بخشیدن به قدرت ذهن آگاهی در بین کارمندان خود معرفی کرده اند. اما بیشتر این شرکتها صریحاً روی فرصتهای استفاده از ذهن آگاهی برای تقویت هوش جمعی متمرکز نشده‌اند. در صورت اجرای مؤثر ، حتی سرمایه گذاریهای نسبتاً متوسط نیز می‌توانند بازده بزرگتری در عملکرد تیم ایجاد کنند.

برای مدیریت چرخه سریع نوآوری و انجام کار دانشی ، بسیاری از شرکت‌ها الگوی چگونگی عملکرد افراد در سیستم سازمان خود را تغییر می‌دهند. آنها بر روی روش های جدید و پویا برای کار سرمایه گذاری کرده اند و تیم هایی را تشکیل می‌دهند که به صورت تکراری کار می‌کنند تا اجزای کوچک مشکلات بزرگ و پیچیده را حل کنند. اما برای انتقال به روشهای پویای کار ، شرکتها باید کاری بیشتر از تغییر فرآیندها و ساختارها انجام دهد. باید اساساً چگونگی تعامل و همکاری تیمهای متقابل را تغییر دهد. این امر مستلزم ایجاد یک ویژگی خاص در سیستم کاری یعنی هوش و خرد جمعی است.

شرکت‌هایی که از طریق ذهن آگاهی دچار تحول می‌شوند ، بازده مثبتی را هم در سطح فردی و هم در سطح سازمانی مشاهده می‌کنند. هنگامی که رهبران و کارمندان بینش و هوشیاری لازم را برای حضور در محیطهای مبهم داشته باشند نسبت به چابکی و ذهن آگاهی نگاه متفاوتی خواهند داشت و درک می‌کنند که این امر یک ضرورت در دنیای دیجیتالی امروز است، نه یک انتخاب!

منبع: BCG

مترجم: مارال مختارزاده

ذهن آگاهی

کتاب‌ها و دوره‌های آموزشی پیشنهادی

مقالات مرتبط

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *