ده باور نادرست درباره مفهوم چابکی در سازمان

blank

تا چندسال پیش واژه چابکی تنها در حوزه طراحی نرم‌افزار و فناوری اطلاعات مورد استفاده قرار می‌گرفت و همه مقالات، کتاب‌ها و آموزش‌هایی که به ایجاد چابکی اختصاص داشت، برای برنامه‌نویسان و متخصصان رایانه طراحی و تنظیم می‌شد. اما مفهوم چابکی تنها در یک تیم برنامه‌نویسی که رویکرد چابک را در طراحی نرم‌افزار به کار می‌گیرد؛ یا یک تیم سازمانی که از تحویل سریع‌تر محصول پشتیبانی کند؛ معنا نمی‌یابد. دامنه چابکی به چیزی فراتر از طراحی نرم‌افزار گسترش یافته است و این مفهوم جای پای خود را در میان مباحث مدیریتی و سازمانی باز کرده است. بر این اساس، چابکی سازمانی در مورد ویژگی‌های متمایزی است که به سازمان اجازه می‌دهد تا به سرعت به تغییرات در محیط‌های داخلی و خارجی پاسخ دهد بدون اینکه حرکت یا چشم‌اندازی را از دست بدهد.

در واقع چابکی یک روش جدید برای کار و نوعی ذهنیت جدید است، اما این بدان معنا نیست که هیچ برنامه، سازوکار یا روالی در آن وجود ندارد. باورهای نادرست درباره چابکی سازمانی ممکن است در هر بخشی از سازمان وجود داشته باشد و مانع پاسخ‌های سریعی شود که در وضعیت امروزی بازار جهانی، تنها با چابکی امکان‌پذیر می‌شود.

از آنجایی که چابک بودن همیشه ملموس نیست، بهتر است تا با شناخت افسانه‌ها و باورهای غلط درباره آن، سعی کنیم به واقعیت نزدیک‌تر شویم:

افسانه: چابکی نوعی تبلیغ پوچ و بی‌اساس است.

واقعیت: اصول چابکی مفهومی اثبات شده است که بر اساس بررسی‌های مدون ایجاد شده و توانایی آن در کشف و خلق ارزش به صورت کارآمد در در صنایع گوناگون و شرایط دشوار است. بنابراین این اصول پس از اطمینان از کارآمدی در کتاب‌های درسی و آموزشی به عنوان اصول چابکی مطرح شده است.

  افسانه: چابکی فقط در توسعه محصول یا حوزه فناوری اطلاعات کاربرد دارد.

واقعیت: تحول توأم با چابکی می‌تواند با چشم‌انداز وسیع سازمانی شروع شود. بااین‌حال، ارزش مدل‌های چابک در برخی از بخش‌های سازمان بیشتر از بخش‌های دیگر خواهد بود. به این نکته توجه کنید که چابکی در کدام بخش بیشتر به نفع شما خواهد بود، زیرا برای به‌کارگیری یک مدل چابک به تلاش قابل‌توجهی نیاز است.

blank

افسانه: چابکی بهترین تمرین برای همه و در همه‌جا است.

واقعیت: این کار نباید کورکورانه انجام شود. تیم‌ها باید مشکلات را شناسایی و تجزیه‌وتحلیل کنند و سپس ارزیابی کنند که آیا چابکی جواب درستی است یا خیر. چابکی باید یک راه‌حل باشد، نه نقطه شروع یا پایان.

 افسانه: چابکی در سراسر سازمان به یک شیوه یکسان اعمال می‌شود.

واقعیت: بخش‌های مختلف سازمان از چابکی در شیوه‌های مختلفی بهره می‌برند. شناسایی جریان‌های ارزش و چگونگی بهره‌مندی هر یک از آن‌ها از چابکی، گام ارزشمندی در تلاش برای تحول است.

 افسانه: چابکی همان روش اسکرام است که در مقیاس بزرگتری به کار گرفته می‌شود.

واقعیت: چابکی همان روش اسکرام (اسکرام یک متدولوژی است که در طراحی نرم‌افزار و مدیریت پروژه به‌کار گرفته می‌شود) نیست. اسکرام تنها یکی از مدل‌هایی است که در رویکرد چابک وجود دارد و بر همکاری تیمی و ارزیابی انعطاف‌پذیری برنامه‌ها تأکید می‌کند.

 افسانه: چابکی با افزایش دادن تعداد تیم‌ها و رهبران چابک گسترش پیدا می‌کند.

واقعیت: گسترش چابکی در سازمان نیاز به چیزی بیش از افزودن تیم‌ها و رهبران چابک جدید دارد. سازمان‌ها باید ذهنیت رهبران، قابلیت‌های جدید و فرایندهای اصلی را بازسازی کنند تا زیربنای پایدارتری برای گسترش چابکی فراهم آورند.

  افسانه: چابکی آشفته و درهم‌برهم است، قابلیت اطمینان و پیش‌بینی در سازمان قربانی چابکی و افزایش پویایی می‌شوند.

واقعیت: چابکی سازمانی ترکیبی از ثبات و پویایی است. توسعه شیوه‌های پویای چابکی تنها زمانی ممکن است که توسط زیربنایی محکم و پایدار پشتیبانی شود تا سازمان را از ضربات تغییرات پی‌در‌پی بازار حفظ نماید.

 افسانه: چابکی بیش از هر چیزی در مورد بهره‌وری است.

واقعیت: سرعت و سازگاری در واقع منافع اصلی مفهوم چابکی هستند. در حالی که سرعت بیشتر، انعطاف‌پذیری و افزایش مشارکت کارکنان معمولاً خروجی را افزایش می‌دهد، ممکن است ارزش واقعی چابکی در ایجاد موقعیتی باشد که قدرت بهره‌وری در آن کاهش یابد. علاوه بر اینها، جذب استعدادها و بهبود سلامت سازمان نیز از مزایای چابکی است.

 افسانه: تحول ناگهانی و “بیگ‌بنگ” که تغییرات اساسی را در بر دارد، خطرناک است.

واقعیت: مزایا و معایب تحول ناگهانی یا “بیگ‌بنگ” کاملاً به شرایط بستگی دارد. بعضی از شرایط، مانند محیط‌های سیستماتیک یا پیچیده، نیازمند تغییرات تکراری و تدریجی هستند، زیرا تغییرات گسترده بدون آزمون قبلی، سازمان را بیش از حد در معرض خطر قرار می‌دهد. در یک وضعیت متفاوت دیگر، مداخلات وسیع از بالا به پایین برای از نو آراستن کل سازمان می‌تواند مدیریت را در بررسی منافع و ارتباط دادن فعالیت‌های چابک و غیر چابک به چالش بیندازد.

 افسانه: یک برنامه تحول چابک را می‌توان در شش ماه به انجام رساند.

واقعیت: این‌گونه تحول‌ها به زمانی بین ۱-۳ سال نیاز دارند. نتایج مثبت و اولیه در بخش‌هایی از سازمان که رویکرد چابک را به‌کار گرفته‌اند به سرعت ظاهر می‌شود؛ اما گسترش رویکرد چابک در تمام سازمان، چندین سال طول می‌کشد، زیرا شیوه‌های چابکی در طول زمان تکامل یافته و اثر خود را نشان می‌دهند.

blank

مقابله با افسانه‌های موجود در مورد مفاهیم مدیریتی همیشه مفید است اما زمانی که در مورد چابکی سازمانی و سازمان چابک صحبت می‌کنیم، این رویکرد بسیار ارزشمندتر می‌شود. باید بدانیم که چابکی یک تحول پیچیده و اغلب دردناک است که نیاز به توجه متفکرانه دارد. تصورات غلطی که در بالا به آن اشاره شد، سازمانتان را روزبه‌روز از چابکی و پویایی دورتر می‌کند.

منبع: مک کنزی

مترجم: مارال مختارزاده

کتاب‌های آموزشی مرتبط

مقالات مرتبط

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *