برنامه‌ریزی استراتژیک و نقش آن در تقویت فرهنگ سازمانی

فرهنگ سازمانی

رهبران ارشد به فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک به عنوان فرصتی برای ارتقا فرهنگ سازمانی خود نگاه نمی‌کنند. بااین‌حال، فرهنگ سازمانی شما موضوعی کلیدی برای افزایش درآمد است و هر فرصتی برای ارتقاء آن، بازده مالی را نیز افزایش می‌دهد. رهبران هوشمند از فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک برای ایجاد مشارکت بیشتر در نیروی کار و افزایش ظرفیت رهبری استفاده می‌کنند. یک فرایند اثربخش برنامه‌ریزی استراتژیک باعث ایجاد اعتماد و اشتیاق در تمامی سطوح سازمان می‌شود. این مفهوم مبتنی بر داده است، پاسخگویی را در سازمان تا حد زیادی بهبود می‌دهد و همچنین به تقویت تیم برای همکاری و مشارکت تحت روشی جامع و متمرکز کمک می‌کند.

سازمان‌ها معمولاً مشاوران خارجی را برای ارائه دیدگاهی مستقل و همچنین امکان بررسی متفکرانه داده‌ها بدون دخیل شدن افراد سازمانی استخدام می‌کنند. استفاده از مشاوران به برنامه‌ریزی استراتژیک اعتبار بیرونی می‌دهد و یکپارچگی بیشتری در برنامه‌ریزی استراتژیک ایجاد می‌کند. در فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک داده‌های محرمانه از مدیران ارشد جمع‌آوری‌شده و کارکنان نیز یک زیربنایی برای این برنامه ایجاد می‌کنند. ابزارهای مناسب برای مصاحبه‌های بین شخصی که از انتخاب‌های گسترده تیم رهبری ارشد جمع‌آوری شده‌اند، به علاوه نظرسنجی‌های دیجیتالی که داده‌های وسیع و عمیق را با هدف دخیل کردن افراد در فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک جمع‌آوری می‌کنند، از انواع فعالیت‌ها در چنین بستری است. یافته‌های حاصل از مصاحبه‌ها و بررسی‌ها باید با سایر داده‌های داخلی ترکیب شود تا پایه‌ای مهم از اطلاعات برای خلق استراتژی شما ایجاد گردد. اطلاعات داخلی با داده‌های خارجی حاصل از مشتریان، بازار و حتی رقبا تکمیل می‌شود. چنین کاری موجب ایجاد یک تصویر کامل و دقیق از وضعیت فعلی سازمان شده و چشم‌انداز افراد را به آینده سازمان شکل می‌دهد. نتایج کمی و کیفی حاصل از چنین تحلیل‌هایی جای هیچ بحثی را درباره واقعیت به‌جای نمی‌گذارد؛ خود داده‌ها نشان می‌دهند که واقعیت چیست. مدیران ارشد اجرایی باید اطلاعاتی را که نیاز دارند، داشته باشند تا بتوانند از این طریق به مسائل سراسر سازمان بیندیشند. واقعیت این است که فرصت‌های استراتژیک از تمرکز درست بر زمینه‌های جامع سازمانی حاصل می‌شوند. آن‌ها همچنین نیاز دارند تا به طور دقیق توانمندی خود را در حیطه رهبری با فرهنگ سازمانی مقایسه و ارزیابی کنند. موفقیت برنامه‌ریزی استراتژیک وابسته به رهبری و فرهنگ سازمانی است، بنابراین اگر حوزه‌هایی نیاز به بهبود داشته باشند، باید شناسایی شده و مورد توجه قرار بگیرند.

استراتژی موفق بر اساس مأموریت، چشم‌انداز و ارزش‌های اصلی شما پایه‌ریزی شده است. فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک، محرک‌ها و عوامل بحرانی را توسعه می‌دهد و موجب ایجاد بینشی می‌شود که در نتیجه آن، ارزش پیشنهادی سازمان بر اساس استراتژی بررسی می‌گردد. این فرآیند پیوسته و مکرر، منافع جدیدی را برای تعاملات اجرایی به ارمغان می‌آورد و ارزش گوش دادن فعال و همکاری را نشان می‌دهد. این بدان معنی است که همه افراد در سازمان با یکدیگر مشارکت و همکاری می‌کنند و نکات موردنظر خود را کاملاً صادقانه و از طریق تفکر انتقادی با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند. همه افراد در هر سطح سازمانی اطمینان دارند که نظرات و صدای انها شنیده می‌شود. این پذیرش و توجه به نظرات افراد موجب ایجاد اعتماد می‌شود که لازمه هر فرهنگ سازمانی سالمی است. علاوه بر این، در چنین حالتی هدف سازمان کاملاً مشخص است که همین امر موجب می‌شود تا به معنای واقعی همچون یک تیم عمل کند.

مدیریت ارشد از طریق این فرآیند برنامه‌ریزی انتقادی، عناصر و طرح‌های کلیدی استراتژیک را شناسایی می‌کند. سه تا پنج محرک کلیدی انتخاب می‌شوند که از طریق مجموعه اولویت‌بندی شده‌ای از استراتژی‌ها، به تحقق مأموریت و چشم‌انداز سازمان کمک می‌کند. این تصویر و چشم‌انداز بزرگ با کار روزمره کسانی که مسئول اجرای استراتژی هستند منطبق است. اهداف به اشتراک گذاشته شده و معیارهای عملکردی بالا برای هر محرک کلیدی استراتژیک به طور واضح تعریف‌شده و تبدیل به آیتم‌های داشبوردی می‌شود. این داشبورد، نه فقط توسط مدیرعامل و هیئت‌مدیره، بلکه توسط تمام اعضای سازمان بررسی می‌شود. از طرف دیگر مشوق‌های سازمانی از طریق نتایج قابل‌سنجش و مطلوب باانگیزه‌ها و رفتارهای کارکنان هم‌تراز می‌شوند.

blank

اگر ارتباطات استراتژیک به خوبی طراحی شود، موجب تسهیل یک زبان مشترک و همچنین تفسیر اهداف برنامه‌ریزی استراتژیک به روش مشترکی است. هر کس می‌خواهد مأموریت سازمان، دیدگاه و ارزش‌های اصلی را در کار روزمره بکار گیرد. فرایند کاملاً منظم و ساختاردهی شده است و افراد در سراسر سازمان نسبت به یکدیگر و مدیریت حس مسئولیت‌پذیری دارند. این نظم و رویکرد افراد را در هر سطح سازمانی آماده می‌کند تا مسئولیت استراتژی را بپذیرند و فرهنگ سازمانی را تقویت کنند.

ارزش‌های اصلی که فرهنگ سازمانی شما را پایه‌گذاری می‌کنند حتی از محرک‌های استراتژیک مهم‌تر هستند زیرا این فرهنگ سازمانی است که در استخدام نیروهای مستعد به سازمان کمک خواهد کرد. هم‌ترازی ارزش‌های سازمان و ارزش‌های شخصی کارکنان اهمیت بسیاری دارد، زیرا افراد مستعد و متخصص، ارزش و فرهنگ سازمانی را به عنوان دلایل اصلی برای پیوستن یا اجتناب از کار در یک سازمان می‌شمارند.

کارکنان شما پایه و اساس ایجاد نتایج سازمانی هستند؛ بنابراین ورود آن‌ها به فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک، موجب ایجاد فرهنگ مشارکت سالم، تعلق سازمانی و مسئولیت‌پذیری در اجرای استراتژی می‌شود. افراد دوست دارند به کار خود افتخار کنند و این اتفاق زمانی می‌افتد که انها نتایج زحمات خود را در موفقیت آینده سازمان ببینند.

منبع:FORBES

مترجم: مارال مختارزاده

دوره و کتاب های آموزشی مرتبط

مقالات مرتبط

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *