برای شکست‌هایتان هورا بکشید

هنر دستیابی

اپرا وینفری، مجری مشهور، از اولین شغلش که گویندگی در تلویزیون بود اخراج شد. این اتفاق خوبی بود؛ آیا می‌توانید تصور کنید اگر او با همان شغلش در مقام گزارشگری معمولی در بالتیمور احساس راحتی می‌کرد، چه چیزهایی را از دست می‌داد؟ اولین کتاب دکتر سئوس را ده‌ها ناشر رد کردند و او فقط زمانی توانست به کارش ادامه بدهد که یکی از دوستانش موافقت کرد کتابش را چاپ کند. توماس ادیسون، مخترع برجستۀ آمریکایی، هنگام ساخت لامپ حبابی، بارها با شکست روبه‌رو شد و این جملۀ شنیدنی از او به یادگار مانده است، «من شکست نخورده‌ام، بلکه فقط صدها روش یافته‌ام که کار نمی‌کنند.»

تقریباً بدون استثنا، هر شخصی که کار بزرگی در زندگی‌اش انجام داده شکست‌های بزرگی هم متحمل شده است. در بسیاری از حالات، شکست‌ها مانند اخراج شدن یا دیگر تجارب ناموفق همچون موهبتی بوده که به آن‌ها این امکان را داده است تا درنهایت به موفقیت‌های بزرگی برسند.

یکی از اصول بنیادین ما در دانشکدۀ طراحی سوگیری به‌سمت عمل است. این اصل به این معناست که بهتر است کاری شروع کنید و شکست بخورید تا اینکه هیچ کاری انجام ندهید و صبر کنید تا مسیر درست عمل کردن پدیدار شود. اگر به اصل سوگیری به‌سمت عمل پایبندید، باید بپذیرید که شکست بخشی از خروجی موردانتظار کار است.

این اصل با این هدف ایجاد شده است که افراد در رویارویی با شرایط عدم قطعیت‌ دچار حالت فلج بی‌عملی نشوند. اگر کاری انجام دادید و به نتیجه رسیدید، چقدر هم عالی! اما اگر کاری انجام دادید و به نتیجه نرسید، باید گفت چه بهتر! انجام می‌دهید، شکست می‌خورید و یاد می‌گیرید. دوباره انجام می‌دهید، دوباره شکست می‌خورید و بیشتر یاد می‌گیرید. اگر دربارۀ کارهایی که انجام داده‌اید حضور پویا در لحظه داشته باشید، شکست به معلم شما تبدیل خواهد شد. با کمی شانس، بعد از شکست‌های کافی بالاخره به موفقیت می‌رسید. در بسیاری از حالات، این رویکردِ به‌مراتب بهتری است تا اینکه مدت‌ها به دنبال راه درست برای شروع کردن بگردید.

هیچ‌کس دلش نمی‌خواهد شکست بخورد، اما بااین‏حال همۀ ما شکست می‌خوریم. از شکست خوردن نترسید. این بخشی از بهایی است که برای انجام دادن کارها می‌پردازید؛ نیازی نیست شکست‌ها را پنهان و وانمود کنید که هیچ‌وقت اتفاق نیفتاده‌اند. بهترین راه برای به رسمیت شناختن شکست‌ها این است که آنها را جشن بگیرید.

دلقک‌های سیرک را به یاد آورید. وقتی شیئی از دستشان اتفاقی می‌افتد، درحالی‏که دست‌هایشان را باز کرده‌اند، به بالا می‌پرند و با لبخندی بزرگ فریاد می‌زنند: هورا! رولف فست، همکار سابقم، عادت داشت از شرکت‌کنندگان در کارگاهمان بخواهد هر وقت خراب‌کاری به بار آوردند، مانند دلقک‌ها بگویند: هورا! این کار به افراد کمک می‌کرد تا با اشتباهاتشان راحت‌تر کنار بیایند و سعی نکنند آن‌ها را مخفی کنند. درصورتی‏که این روشِ پذیرشِ شکست با ذهنی باز و آمادۀ پذیرش همراه باشد، می‌تواند ما را به راه‌حل‌های به‌مراتب بهتری در مقایسه با حالتی که ترس از شکست وجود دارد برساند. سیستمی که در آن به‌جای اینکه پذیرفته شود شکست بخشی از موفقیت است آن را با تنبیه پاسخ می‌دهد خلاقیت افراد را در نطفه خفه خواهد کرد.

شکست

افراد تمایل دارند در فضای ذهنی این حرف را بپذیرند که شکست ممکن است بهره‌وری به دنبال داشته باشد، اما سختشان است که در میدان عمل با شکست‌ کنار بیایند، مگر اینکه در محیطی باشند که از ‌این‌ رویکرد حمایت کند. ما در دانشکدۀ طراحی تا‌حد‌زیادی در ایجاد چنین محیطی موفق عمل کرده‌ایم. شگفت‌انگیز است وقتی دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی را نظاره می‌کنیم که خودشان را از چارچوب‌های شغلی مبتنی بر بد دانستن یا فاجعه‌انگاری شکست رها کرده‌اند. وقتی این فشار از روی آن‌ها برداشته می‌شود، احساس تولد دوباره می‌کنند و اغلب به نتایج شگفت‌انگیزی نیز دست می‌یابند.

موفقیت درها را برای افزایش عزت‌نفس می‌گشاید. اگر خیلی زود به زندگی‌تان راه پیدا کند، آینده‌تان را تا‌حد‌زیادی شکل خواهد داد. اما اگر زود سراغتان نیامد نگران نباشید، چون بالاخره می‌توانید به آن دست یابید. مهم است که شرایط مختلف را امتحان کنید و در مسیری که شما را پرورش نمی‌دهد و راضی‌تان نمی‌کند باقی نمانید.

ترس از شکستْ اغلب ما را پایبند به روزمرگی‌های مبتذل می‌کند. به‌جای اینکه دربارۀ تغییر رؤیا‌پردازی کنید، تکانی به خودتان دهید و چیزهای جدید را امتحان کنید. قدم‌های کوچکِ موفق به تغییرات بزرگ در زندگی ختم می‌شوند.

 

بخشی از کتاب «هنر دستیابی»

دوره و کتاب های آموزشی راه‌اندازی یک کسب‌وکار

مقالات مرتبط

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *